X
تبلیغات
بانوان هوادار دکترمحسن رضایی نسل 2 و 3

بانوان هوادار دکترمحسن رضایی نسل 2 و 3

صفحه نخست | پست الكترونيك | آرشيو وبلاگ | RSS


بر همین اساس وعاظ محترم، فضلا و طلاب در صحنه، هیئات مذهبی، دلسوزان انقلاب و در یک کلام امت حزب الله تا به نتیجه رساندن رسوایی جریان نفوذی فوق آن هم با پیگیریهای آگاهانه و انقلابی از پای نخواهند نشست.
به گزارش افکار ، در پی شکایت دفتر رییس جمهور از حاج منصور ارضی مداح اهل بیت ، حزب الله تهران در بیانیه ای با امضای حسین الله کرم انتقادات تندی را علیه مشایی مطرح و شکایت وی را غیر قانونی خواند

متن کامل بیانیه به این شرح می باشد:

بیانیه حزب الله پیرامون شکایت غیر قانونی جریان منحرف و نفوذی در دولت خدمتگذار از حاج منصور ارضی

اکنون که پیروزی انقلاب اسلامی و مقاومت ۳۲ ساله جمهوری اسلامی مقابل استکبار جهانی، الگوی ملت های به پا خواسته خاور میانه شده و آمریکای اشغالگر از یکسو دچار استیصال و ناتوانی در تحلیل اوضاع و از سوی دیگر مجبور به برخورد دوگانه با انقلابهای مردمی خصوصا در بحرین، یمن و لیبی گردیده است، بر اساس منویات مقام معظم رهبری بر همگان واجب است که در زمینه فوق مواضعی انقلابی بگیرند. این در حالی است که شاهد سوء استفاده برخی از افراد منحرف و نفوذی در دولت خدمتگذار به منظور ایجاد شکاف و تفرقه داخلی می باشیم.


از این رو توجه همگان را به نکات ذیل جلب می نماییم:

۱- این شکایت از وجاهت قانونی برخوردار نیست زیرا از سوی معاونت حقوقی رییس جمهور تنظیم شده است. این جایگاه یه طور قانونی برای دفاع از شخصیت حقوقی دولت و فقط از شخص رییس جمهور است نه افراد حقیقی دیگر دولت. از این رو شاهد هزینه کردن این جایگاه برای شخص مشایی هستیم.

۲- بخشی از موارد مطرح شده در شکایت، افترا و تهمت به شخص حاج منصور ارضی است و بخش دیگر آن مستند به پاسخهای لازم می باشد. به عنوان مثال بیان حاج منصور پیرامون یهودی صفت بودن مشایی، توهین مشایی به پیامبران اولوالعزم(علیهم السلام) و دیدگاه انحرافی وی نسبت به اسلام تحت عنوان مکتب ایرانی دارای پاسخهای محکم و مستندات شرعی از جمع آیات و روایات می باشد.

۳- خوشبختانه حزب الله، اتاق فکر جریان نفوذی فوق را به طور کامل می شناسد. حزب الله معتقد است علاوه بر دشمنان ولایت فقیه، افراد معلوم الحال و نیز گروه های زخم خورده از افشاگریهای مکرر حاج منصور از این شکایت سود اصلی را خواهند برد، زیرا همواره در پی قرار دادن دولت خدمتگذار در مقابل امت حزب الله بوده و هستند.

بر همین اساس وعاظ محترم، فضلا و طلاب در صحنه، هیئات مذهبی، دلسوزان انقلاب و در یک کلام امت حزب الله تا به نتیجه رساندن رسوایی جریان نفوذی فوق آن هم با پیگیریهای آگاهانه و انقلابی از پای نخواهند نشست.

حزب الله بیدار است
از نفوذی بیزار است
دبیر شورای هماهنگی حزب الله
دکتر عبدالحسین الله کرم

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم فروردین 1390 ساعت 6:37 توسط


"سایت عماریون خبر داد :
حاج منصور ارضي در مراسم زيارت عاشوراي صبح امروز (۲۴/۱/۹۰) كه در پنجمين روز از ايام حزن انگيز فاطميه در حسينيه صنف لباس فروش تهران برگزار شد؛ در ادامه توضيح دعاي «عاليه المضامين» و در خصوص تبيين «مراقبت از نماز» مطالب مهمي بدين شرح گفت:

* همه دعواهای آن گروه با حضرت زهرا (س) از اینجا شروع شد که به نمازشون اهمیت ندادند و به تدریج بت پرست هم شدند.

* یکی از دوستان می گفت كه رئیس دفتر کارخانه داري گفته تا وقتی زمان کار تموم نشده نمی توانید نماز بخوانید. گفتند: مگر شما مقام ولایت داری؟ گفت: اگر نمی خواهید برويد. به اين بهانه، همینجوری ۳۰۰ الی ۴۰۰ نفر را از کارخانه سایپاپرس اخراج کردند. در حالي كه آنها زن و بچه دار بودند. آن وقت این پرچمی که به اصطلاح بر سر زبانشان هست و می گويند «دولت عدالت خواه» و داریم این کارها را می کنیم و پشتیبان مردم هستیم؛ در کنار کارهايشان گذاشتند. اگر دقت کنید به یک جاهایی می رسید.

- وي در خصوص جوسازی های اخیر دفتر رئيس جمهور و طرح شکایت عليه ایشان به اتهام توهین به رئیس دفتر رئیس جمهور افزود:

* بعضی از دوستان خواستند که سند «يهودیان امت پیامبر» را بيان كنم که این سند در کتاب «علی و صل الله علی الباکین علی الحسین (ع) » آمده که عبارت است از اینکه در جلد ۴۴ بحارالانوار صفحه۳۰۴ به نقل از «تفسیر منسوب به امام حسن عسگری (ع) » آمده است که در رابطه با آیه «وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ لاَ تَسْفِكُونَ دِمَاءكُمْ» پیامبر خدا(ص) فرمودند: «این آیه برای اهل یهود است. حالا می خواهید یهودیان امت من را بشناسید. اینها (قریب به این مضامین) «یُبَدِّلونَ شَریعتی و سُنّتی، یَقتلون ذُرّیَّتی و یَقتلون الوَلدی الحَسن و الحُسین (علیهم السلام) کَما مثل أَسلاف الیَهود زَکریا و یَحیی» اینها یهودیان امت من هستند و آخرش هم به اینجا می رسد که خداوند قبل از قیامت یک هادی و مهدی (یعنی حضرت صاحب الزمان(عج) ) که از باقیمانده اولاد حسین مظلوم می باشد را برای فرزندان این یهودیان مبعوث خواهد کرد تا آنان را با شمشیرهای دوستانش (ببینيد چقدر ارزش دارد که جزء سپاه امام زمان (ع) باشیم) به هلاکت برساند.

* يعني اگر کسی بخواهد دین خدا و دین پیغمبر خدا(ص) را تغییر بدهد و تبدیل کند به چیز دیگری؛ این میشود یهود امت پيامبر. پس این شد دلیل و سند ما براي بيان يهودي صفت.

* بعد هم یک عده ای می گويند كه چرا اهانت می کنید؟ یزید (لعنت الله علیه) هم به دین خدا اهانت و توهین کرد. عاقبت اباعبدالله (ع) فرمود: این «یابن دعیه» می خواهد از من بیعت بگیرد. يعني پسر پیغمبر هم جواب اهانت به دین را با اهانت داد. جواب اهانت به دین همین است. می گويند مگر مداح فحش میدهد؟ بله. مداح این کار را می کند، ولی کجا؟ آنجايي که باید بگويد می گويد. شما بروید و ببینید معنی «یابن دعیه و یابن خبیثه» چه می شود. برويد سوال کنید. یک وقت اهانت شکل دیگري دارد آیه می فرماید: «واذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما»

ولی این (م) کسی هست که دارد به دین خدا و به پیامبران خدا ، (نوح وغیره) توهین می کند. می گويد آنها مدیریت ندارند، فراری هستند. همه اینها را گفته و به نبوت ما اهانت کرده و ما هم اهانت می کنیم. همه پیامبران را مسخره کرده و بعد هم گفته «دین ایرانی». یواش یواش هخامنش و کوروش و داریوش را هم آوردند.

* متأسفانه آن آقا در هیئت دولت می گويد: «این شخص (م) خيلي زلاله و من به حال این فرد غبطه می خورم». ببینید چه طور مسخ می شوند بعضي آدمها. این یک حقیقت است که دارند اهانت می کنند و وقتی جوابشان رو میدهی، صدايشان در می آيد.

* ما اطلاع داريم كه بعضي از اعضاء هيئت دولت هم از اي آقا و حرف هايش ناراحت هستند و شايد آنها هم مجبور به استعفا شوند.

* ما ضمن اينكه كارهاي خوب دولت و رئيس جمهور را تحسين مي كنيم، انحرافات آنها را هم بيان مي كنيم.

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم فروردین 1390 ساعت 6:21 توسط



صبح امروز حاج منصور ارضي در مراسم زيارت عاشوراي خود كه در چهارمين روز از ايام حزن انگيز فاطميه در حسينيه صنف لباس فروش تهران برگزار شد؛ در توضيح دعاي «عاليه المضامين» و در خصوص تبيين «محبت عبادت» مطالبی بدين شرح گفت:

* پيامبر گرامي اسلام (ص) فرمودند: «آيا مي خواهيد به شما از يهوديان امتم خبر دهم؟ آنهايي كه اهل عبادت ظاهري هستند ولي دين را تغيير مي دهند.» (و بدعت ايجاد مي كنند و تفسيرهاي به رأي مي كنند.)

* روزي خواهد آمد كه همين ها بگويند «دين ما مربوط به كوروش و داريوش است!» اين ملعون همين كار را خواهد كرد و دارد مي كند. بدتر از اين هم خواهد شد. من شبانه روز لعنش مي كنم.

* پيامبر عزيز خدا (ص) در ادامه حديث فوق مي فرمايند: " همين يهوديان امت دين را تغيير مي دهند و بعد هم فرزندان من (حسن و حسين) را مي كشند. بعد مهدي موعود (عج) خواهد آمد و با شمشير دوستانش فرزندان اينها (يهوديان امت) را مي كشد. "

* اين كه ما به بعضي ها مي گوييم «يهودي صفت» ، بر اساس اين حديث شريف و معتبر است. حرف ما سند دارد ولي چون اينها نمي فهمند، موضع مي گيرند.

* وي در خصوص مستند «ظهور نزديك است» گفت: متأسفانه مي آيند اين مستند را مي سازند كه ريشه يهوديت دارد و جوانها را نااميد مي كنند. تا جايي كه با اين مستندات و حرفها و كارهايشان باعث منكر شدن ظهور و وجود مبارك حضرت مي شوند.

حاج منصور نیز چندی پیش خطاب به دولت تاکید کرده بود که حمایت نیروهای متدین از شما تا وقتی است که در مسیر ولایت باشید.

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم فروردین 1390 ساعت 6:14 توسط


دولت در هدفمند کردن یارانه‌ها به تولید‌کنندگان بی‌توجهی کرد.
به گزارش افکارنیوز، دبیرمجمع تشخیص مصلحت نظام در گفت‌و‌گو با هفته‌نامه پنجره از رویکرد موجود در هدفمندی یارانه‌ها انتقاد کرد و گفت: من شعار جهاد اقتصادی را یک شعار فرهنگی و اقتصادی می‌دانم و به آن صرفا به عنوان یک شعار صرفا اقتصادی نگاه نمی‌کنم.

وی افزود: در دوره آقای احمدی‌نژاد هم بیش از جنبه‌های تولیدی به جنبه‌های مصرفی توجه شده است. یارانه‌های نقدی اول به مردم داده شده و هنوز آن کمک لازم به بنگاه‌های تولیدی صورت نگرفته، اما وعده‌هایی در این خصوص داده شده است. لذا بحث تولید و توزیع هر دو باید مورد توجه قرار بگیرند.

رضایی تصریح کرد: برای حل ناهماهنگی‌های موجود باید ساز و کار دیگری شکل بگیرد. من معتقدم که آن خیمه انقلاب که بعد از جنگ برچیده شد، باید دوباره به موازات دولت شکل بگیرد.


+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم فروردین 1390 ساعت 6:1 توسط


احمدی نژاد: استکبار از تمدن ایران واهمه دارد

اواخر سال 1389 در دفتر کارم (رايزني فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در بغداد) نشسته بودم، شخصي خبر داد که يکي از کشاورزان منطقه «زبيدات» در استان «العماره» عراق، موقع شخم زدن زمين کشاورزي‌اش احساس مي‌کند که دستگاه شخم‌زن در زمين با چيزي برخورد کرده است.
رايزن فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در بغداد، از ماجراي يافتن پيکر پاك يك شهيد ايراني در عراق را بازگو مي‌كند.

به گزارش ايسنا به نقل از اداره كل روابط عمومي و اطلاع‌رساني سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي، رايزن فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در بغداد در آخرين گزارش خود آورده است:

اواخر سال 1389 در دفتر کارم (رايزني فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در بغداد) نشسته بودم، شخصي خبر داد که يکي از کشاورزان منطقه «زبيدات» در استان «العماره» عراق، موقع شخم زدن زمين کشاورزي‌اش احساس مي‌کند که دستگاه شخم‌زن در زمين با چيزي برخورد کرده است؛ بنابراین، حساس مي‌شود و متوجه مي‌شود که چيزي در زمين مدفون است.

قدري زمين را مي‌شکافد، پيکر (استخوان‌هاي سالم) يک انسان کامل و يک شهيد بزرگوار از جمهوري اسلامي را پيدا مي‌کند‌.

مدارکش همراه او بود. پلاک‌ و کارت شناسايي در کيسه‌اي ‌پلاستيکي، سالم و خاک‌خورده و قابل خواندن.

کشاورز عراقي استخوان‌هاي مطهر جوان رعناي خانواده ايراني را جمع کرده و با عزت و احترام در امامزاده‌اي نزديک دفن مي‌کند.

خودش يک پسر مفقود در جنگ صدام با ايران داشت و مادر مفقود خيلي گريه مي‌کند. با اين اسکلت باقي مانده قيل از دفن، صحبت مي‌کند و پس از آن برايش خيرات مي‌کند و غذا و طعامي آماده و توزيع مي‌کند. نمي‌دانم شهيد چقدر جاذبه دارد!

مدارکش را نگاه مي‌کنم؛ بدنم مي‌لرزد، فضا‌ي اتاقم عوض مي‌شود. بوي شهادت مي‌پيچد. خدايا شب عيد سال 90 است. به خانواده‌اش خبر بدهم يا خير؟ عيد آنها چه مي‌شود؟ شايد هم عيد‌شان کامل شود و نابينايي‌، بينا شود. کمتر از پيراهن يوسف که نيست؟

چقدر اثرگذارند اين جوانان پاکي که وجب به وجب به خاک افتادند و در خون غلتيدند و به کربلا نرسيدند، ماه‌ها و سال‌ها سوختند و ساختند. چگونه يک‌ ساعته از روي همه اين ارزش‌ها در درون هواپيما عبور مي‌کنم؟

خيلي سنگدل شده‌ام. چه کنم برايت شهيد عزيزم - شانزده ساله‌ام - فدايت شوم به مادرت چه بگويم؟ شهيد عزيز سعي مي‌کنم تو را به خانواده‌ات برگردانم. ديگر نمي‌دانم چه بنويسم.

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم فروردین 1390 ساعت 5:4 توسط

 
وی بدون ابراز ندامت از رفتار غیر اسلامی و غیر انسانی خود با فحش های جدید در این مصاحبه، تهدید کرده که حتی اگر به زندان هم بیفتد پس از آزادی به رویه خود ادامه خواهد داد.
یک سایت متعلق به اپوزیسیون، گفت و گوی اختصاصی خود با فرد فحاش به خانواده هاشمی رفسنجانی را منتشر کرد که در آن، این فرد برای قوه قضاییه خط و نشان کشیده که اگر وی را به زندان بیندازند، نیروهایی از سراسر کشور به تهران گسیل می شوند و جلوی قوه قضاییه تجمع می کنند و البته در جایی دیگر از مصاحبه اش گفته است که همه باید در برابر قانون یکسان باشند!

به گزارش عصرایران، در پی بازداشت این فرد که با دستور قاطعانه و مدبرانه آیت الله آملی لاریجانی صورت گرفت، وی که هم اکنون ظاهراً موقت تا برگزاری دادگاه آزاد است، بر خلاف مقررات و رویه داخلی در کشور، در ممنوعیت مصاحبه با رسانه های اپوزیسیون و ضد نظام، نه تنها با این رسانه مصاحبه کرده و فحش های رکیک دیگری به برخی مسئولان و خانواده آنها داده، بلکه با سوءاستفاده از رأفت فوه قضاییه که منجر به آزادی موقت او شده، شدیدترین حملات را به قوه قضاییه نموده است.

فرد فحاش همچنین تأیید کرده است، فحش هایی که در فیلم منتشره وجود دارد، از زبان او جاری شده، ولی مدعی شده که فحش نهایی فیلم را که مستوجب حد است، فرد دیگری گفته است.

وی بدون ابراز پشیمانی از رفتار غیر اسلامی و غیر انسانی خود با فحش های جدید در این مصاحبه، تهدید کرده که حتی اگر به زندان هم بیفتد، پس از آزادی به رویه خود ادامه خواهد داد.

وی با نجس العین خواندن یکی از نمایندگان اصولگرای مجلس که منتقد سرسخت احمدی نژاد است و در پاسخ به پرسشی درباره دعوت از پادشاه اردن توسط احمدی نژاد هم گفته است: در هر حال، دعوت این کسانی که حضرت امام آنها را منفور و ملعون معرفی کرده، زیر سر امثال مشایی و هاشمیه!

اواخر سال گذشته، در پی انتشار فیلمی از هتاکی و فحش های غیراخلاقی این فرد و دوستانش به دختر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در حریم حرم حضرت عبدالعظیم (ع) و نیز رخدادی مشابه در مقابل خانه هاشمی، آیت الله آملی لاریجانی، رئیس قوه قضاییه، در اقدامی مناسب، با محکوم کردن هتک حرمت های صورت گرفته، برخی از این افراد را مستوجب حد شرعی دانست و به دادستانی دستور برخورد داد که در پی آن، این فرد تحت پیگیرد قضایی قرار گرفت.

گویا، حمایت از قوه قضاییه در برخورد یکسان قانونی با همه قانون شکنان از همه طیف ها و جریان های سیاسی، می تواند این قوه را در تحقق عدالت قضایی یاری کند.

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم فروردین 1390 ساعت 5:0 توسط


فشار ناشی از کار و بی‌خوابی‌های مستمر باعث شده است که رئیس جمهور به پیری زودرس دچار شود.
به نظر یک متخصص پوست، احمدی نژاد 20 سال پیر شده است.

به گزارش جهان، یک سایت خبری در گفت‌وگو با یک متخصص پوست نوشت: استرس ناشی از کار موجب افزایش هورمون کورتیزول شده و این هورمون در عوض، ظاهر ما را پیر و شکسته می‌کند. اثر عمده این هورمون در کاهش توانایی پوست جهت نگهداری آب است که موجب می‌شود صورت درخشانی داشته باشیم.

این کارشناس پوست با نام نعیم زاده ادامه داد: افزایش استرس در کار باعث کاهش این هورمون شده و در نهایت تاثیر مستقیم بر پوست انسان می‌گذارد، فشار ناشی از کار و بی‌خوابی‌های مستمر باعث شده است که رئیس جمهور به پیری زودرس دچار شود.

گرچه در پرتلاش بودن رئیس جمهور تردیدی نیست، اما به نظر می‌رسد تملق مدیران دولتی به برخی رسانه‌ها نیز راه پیدا کرده است. این در حالی است که احمدی‌نژاد بارها با متملقین برخورد کرده است که نمونه آن جشن تولد گرفتن چند ماه پیش بوده است.

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم فروردین 1390 ساعت 4:52 توسط


كاوه اشتهاردي تأكيد كرد: به محض دريافت مصوبه هيأت امناي موسسه فرهنگي مطبوعاتي ايران مبني بر معرفي علي اكبر جوانفكر به عنوان سرپرست اين موسسه، كار را به وي تحويل خواهد داد.

وي كه تا پيش از اين مديرعامل موسسه ايران بود، در گفتگو با خبرنگار فارس تأييد كرد كه صبح امروز از طريق پيامك در جريان جابجايي خود قرار گرفته است.

وي افزود: از وزير ارشاد و رئيس دفتر رئيس جمهوري خواسته ام كه مصوبه خود را زودتر و همين امروز به من ابلاغ كنند تا من كار را به مديرعامل ايرنا تحويل داده و اين روزنامه را ترك كنم.

اشتهاردي با رد اين اظهارنظر كه وي همچنان مديرمسئول روزنامه ايران است و بر اساس نظر هيأت امنا، مي تواند به فعاليت ادامه دهد، ‌گفت: بر پایه ساختار مصوب و ابلاغي موسسه و روزنامه ايران، مديرعامل موسسه و مديرمسئول روزنامه ايران يك نفر است و اين دو مسئوليت و جايگاه از هم قابل تفكيك نيست.

وي خبر بركناري تمام هفت عضو هيأت مديره اين موسسه كه در ميان آنها چهره هايي چون مصلحي (وزير اطلاعات)، الهام (مشاور رئيس جمهوري)، سعيدلو (معاون رئيس جمهوري) و شيخ الاسلامي (وزير كار) هستند را نيز تأييد كرد و گفت: از اينكه بار سنگين مسئوليت اين روزنامه از دوش من برداشته شده، بسيار خوشحال هستم و از آقايان مشايي، حسيني و جوانفكر به عنوان اعضاي هيأت امنا كه چنين تصميمي گرفته اند، كمال تشكر و سپاس را دارم.

اشتهاردي از ارايه توضيح درباره دلايل این تصميم خودداري كرد و گفت: بهتر است خود دوستان هيأت امنا در اين زمينه پاسخ دهند. هر آنچه ايشان بگويند من حرفي نخواهم زد و اعتراضي نخواهم داشت.

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1390 ساعت 19:17 توسط


احمدي نژاد با بيان اين‌كه بايد مواظب باشيم كه از مسير اصلي منحرف نشويم، گفت: يك دوره 24-25 ساله با موضوع جناح چپ و راست ما را سركار گذاشتند و من از همان ابتدا مي‌دانستم سر كاري است و در منطقه بحث شيعه و سني و عربي و ايراني را مطرح كردند و اين نيز يك موضوع انحرافي است.
دكتر محمود احمدي نژاد رئيس جمهور كشورمان صبح امروز در ادامه روز دوم دور سوم سفر استاني خود به استان سيستان و بلوچستان در جمع مديران اين استان حضور پيدا كرد و ضمن شنيدن گزارشي از وضعيت اين استان به ارايه سخنراني پرداخت.

به گزارش ايسنا، رئيس جمهور در ابتدا با تشكر از اقدامات انجام شده از سوي مسئولان استان گفت: درست است كارهاي زيادي انجام شده اما آيا اين كارها براي رسيدن به سطح سعادت مردم كفايت مي‌كند قطعا پاسخ منفي است. ما تازه در ابتداي راه هستيم. موتور حركت شما تازه گرم شده است.

احمدي نژاد با بيان اين‌كه استان سيستان و بلوچستان سرشار از استعدادهاي انساني و طبيعي است، گفت: بايد از اين استعداد‌ها به نحو احسن استفاده كنيم.

احمدي نژاد خطاب به مسئولان اين استان گفت: قدر فرصت خدمت گزاري به مردم را بدانيد. ما همه خادم مردم هستيم. و به ميزاني رئيس هستيم كه خادم مردم باشيم و در واقع بايد مردم را دوست داشته باشيم. احساس دين و بدهكاري به مردم بكنيم و به مردم خدمت كنيم.

وي با بيان اين‌كه فرصت به وجود آمده براي خدمت يك فرصت استثنايي است و بايد از اين فرصت به نحو احسن استفاده كنيم، گفت: هنر اين است كه از تمام اين فرصت‌ها به بهترين نحو استفاده شود و بهترين نحوه استفاده از اين فرصت خدمت به مردم است به خصوص اكنون كه ما در يك دوره تاريخي و مهم قرار داريم.

احمدي نژاد با اشاره به محروميت مردم سيستان و بلوچستان در دوره‌هاي مختلف گفت: خدمت به مردم محروم افصل است و اين فرصت خدمتگزاري ارزشمند است.

احمدي نژاد خطاب به مديران اين استان گفت: در كنار توجه به كارهاي كلان استان از جمله بحث عمران و اشتغال بايد به نيازهاي مردم نيز توجه كرد.

وي ادامه داد: تفكر غلطي از دنياي استكبار آمده است كه برخي تصور مي‌كنند چون ما كارهاي كلان مي‌كنيم اگر يك عده زير اين كارهاي كلان خرد و له شوند اشكالي ندارد اين تفكر اشتباه است. چرا كه ما هر كاري كه مي‌كنيم براي مردم است.

وي با اشاره به اهميت شاد كردن دل مردم با انجام كارهاي مناسب به اهميت صرفه جويي در هزينه‌هاي مصرفي اشاره كرد و گفت: در دولت دهم و نهم نسبت هزينه‌هاي مصرفي كاهش پيدا كرد و به نظر من هنوز جا براي اين صرفه جويي وجود دارد.

احمدي نژاد با تاكيد بر اين‌كه مديريت به دفتر و مسائل اينچنيني نيست به موضوع هدفمند كردن يارانه‌ها و تاثير آن در زندگي مردم اشاره كرد و گفت: همين يارانه‌اي كه به حساب مردم ريخته مي‌شود در زندگي بعضي از خانوار‌ها تاثير بسيار زيادي دارد.

احمدي نژاد با بيان اين‌كه امكانات و توان در كشور وجود دارد و بايد به نحو احسن استفاده كرد به اهميت ساختن استان سيستان و بلوچستان اشاره كرد و ادامه داد: در زمينه آموزش و پرورش كارهاي خوبي در اين استان انجام شده ولي بايد اين كارها ادامه پيدا كند. بايد كاري كنيم كه هيچ كس از تحصيل محروم نشود. اكنون نسبت باسوادان در اين استان 79 درصد است چرا نبايد اين رقم به 100 درصد افزايش پيدا كند. در استان نبايد بيسوادي وجود داشته باشد.

وي هم چنين به اهميت تحصيل براي زنان اشاره كرد و گفت: اين ضرورت براي خانم‌ها و زنان بيشتر است چرا كه مسئوليت آنها در اداره جامعه خيلي مهم‌تر از آقايان است چرا كه آنها تربيت نسل آينده كشور را بر عهده دارند.

احمدي نژاد بار ديگر با تاكيد بر اين‌كه هيچ كس نبايد از تحصيل محروم باشد، گفت: ‌بايد در جهت عمران و آباداني اين استان با كار كارشناسي پيش رفت. البته در طول 60 سال اخير بحث كارشناسي را عده‌اي به اين معنا تفسير كردند كه در واقع يك نوع واردات انديشه و تاكيد و الگو برداري از انديشه و روش ديگران به صورت محض.

احمدي نژاد گفت: در بحث عمران و آباداني و توليد بايد به استعداد‌ها و ظرفيت‌هاي بومي منطقه توجه كرد. هنر يك كارشناس اين است كه در همين زمينه و طبيعتي كه مثلا در استان سيستان و بلوچستان وجود دارد بيشترين بهره را بگيرد.

رئيس جمهور با بيان اين‌كه متاسفانه از فكر ايراني خودمان استفاده نكرده‌ايم و يك قالب به ما داده‌اند و از آن قالب استفاده كرده‌ايم، گفت: ما ايراني‌ها بعضا استعداد‌ها و توانمندي‌هاي خودمان را فراموش كرده‌ايم و اگر ما بر اساس الگوي ايراني و اسلامي حركت كنيم و به توانمندي‌ها و استعداد‌هاي خودمان توجه داشته باشيم در پيشرفت كشور انفجاري رخ مي‌دهد.

احمدي نژاد با بيان اين‌كه بايد مواظب باشيم كه از مسير اصلي منحرف نشويم، گفت: يك دوره 24-25 ساله با موضوع جناح چپ و راست ما را سركار گذاشتند و من از همان ابتدا مي‌دانستم سر كاري است و در منطقه بحث شيعه و سني و عربي و ايراني را مطرح كردند و اين نيز يك موضوع انحرافي است.

احمدي نژاد در بخش ديگر صحبت‌هاي خود گفت: امروز ايران يعني اسلام، عدالت و خداپرستي. پرستاري از مظلوم و مقابله با ظلم.

احمدي نژاد با بيان اين‌كه كار فرعون‌ها و شياطين همواره اين بوده كه مردم را شعبه شعبه كنند و تفرقه ايجاد كنند كه بتوانند حكومت كنند، گفت: مي‌بينيد كه بعضا چنان افراد را تحريك مي‌كنند يك برادر را به جان برادر خود مي‌اندازند به نحوي كه آن فرد نگاه نمي‌كند كه در هزاران كيلومتر آنطرف چه جنايت‌هايي عليه برادرانش صورت مي‌گيرد.

احمدي نژاد با اشاره به مصوبات دولت در راستاي حمايت از صنعت و كشاورزي اين استان گفت: بايد در موضوع پيشرفت به استعداد‌هاي بومي و توانمندي‌هاي بومي توجه كنيم و مقداري در روندي كه حركت مي‌كرديم تغيير ايجاد كنيم.

احمدي نژاد با بيان اين‌كه ما به استعداد‌ها و ظرفيت‌هاي شما باور داريم، گفت: استعداد‌ها و ظرفيت‌هاي استان شما خيلي بالاست و شما بهتر از اين مي‌توانيد كار كنيد.

پيش از صحبت‌هاي رئيس جمهور استاندار سيستان و بلوچستان و رئيس آموزش و پرورش استان به ارايه گزارشي از فعاليت‌هاي صورت گرفته در استان پرداختند.

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1390 ساعت 18:53 توسط



ای آب نـدیـده ، آبـی شــده هــا
بـی جبهــه و جنـگ ،
انقــلابی شــده هــا
مــدیون شبِ حملهء جـانبازانید
ای بر ســر سفـره ،
آفتــابی شــده هــا
رئیس جمهور گفت : کشورهای استعماری از تاریخ ، تمدن ، فرهنگ آفـرینی و تمدن سازی و مدیـریت ایران واهمه دارند و لشکرکشی آنها به کشورهایی همچون عراق و افغانستان تـرس از گسترش این فرهنگ و تمدن است .
رئیس جمهور گفت : کشورهای استعماری از تاریخ ، تمدن ، فرهنگ آفـرینی و تمدن سازی و مدیـریت ایران واهمه دارند و لشکرکشی آنها به کشورهایی همچون عراق و افغانستان تـرس از گسترش این فرهنگ و تمدن است .

به گزارش واحد مرکزی خبر آقای دکتر احمدی نژاد در جمع فرهیختگان و منتخبان سیستان و بلوچستان افزود: امروز دعوا بر سر اندیشه و فرهنگ است ، کشورهـای استکباری می خواهند دنیا را بگیرند و خیلی از دولتها به لحاظ نادانی ناچار تسلیم شده اند اما آنها می دانستند که ایران تنها کشوری است که سد استکباری را شکسته و چشم آزادی خواهان جهان را بازکرده است .

رئیس جمهور با اشاره به اینکه ملت ایران هر زمانی که فرصتی پیدا کرده اندیشه و فکر ایرانی دنیا را تسخیر کرده است گفت : نگاه ایران نگـاهی جهانی است زیـرا روح جمعی ملـت ایران بیدار شده است و اندیشه ها در راستا و پشتیبانی هم قرار گرفته اند .

رئیس جمهور افزود : آمریکا برای اینکه به اهداف شوم خود بـرسد در بازیی بـه نام11 سپتامبر به افغانستان در شرق ایران حمله و دوباره بـه بهانه ای عراق در غرب ایران را اشغال کرد .

آقای احمدی نژاد به یاوه گویی بـوش رئیس جمهور سابق امـریکا مبنی براینکه گام سوم حمله به ایران است اشاره کرد و افزود: در این راستـا تمام نظام سلطه مستکبران و شیطانها قدرت تاریخی خود را تجمیع کردند و می خواستند نـا امنی افغـانستان و پاکستان را بـه ایران و استان سیستان و بلوچستان منتقل کنند امـا بـا هوشیاری مردم این استان نتوانستند و دستشان روشد .

رئیس جمهور با اشاره به اینکه هدف اصلی استعمارگران تسلط بر منطقه است گفت: آنها بدانند با ذلت منطقه را ترک خواهند کـرد هرچند از هـم اکنون در سراشیبی سقوط قـرار گرفته انـد و امریکا آنقدر عقب خواهد رفت که کاخ سفید را هم از دست خواهد داد .

آقای احمدی نژاد ترفند دشمنان را جنگ و خونریزی بین مسلمان عنوان کرد و گفت: جنگ راه می اندازند و کشورها را بمباران و تاسیسات زیربنایی آنها را تخریب کنند تا 60 میلیون دلار سلاح بفروشند .

رئیس جمهور به سابقه وحشی گیری استکبار اشاره کرد و گفت : سران استکبار با هم تفاهم کرده اند تا جنگ و خونریزی که درگذشته بـه ویـژه جنگ جهانی دوم و کشتار حـدود 60 میلیون نفر در اروپا بود را به بیرون منتقل و کشورها را غارت و غنائم را با هم تقسیم کنند .

احمدی نژاد با اشاره به اینکه دشمنان مسلمانان ، در کشورها جنگ و خونریزی راه می اندازند و سلاح خود را به هر 2 طرف می فروشند گفت : از هر طرف که کشته شوند به نفع مستکبران است .

وی افزود: آنها می خواهند ملت های منطقه را فـریب دهند اما بدانند این منطقه با هوشیاری مردم گورستان نظام سلطه خواهد شد .

رئیس جمهور گفت : بـا توجه بـه این همه توطئه ها باید دست در دست هم دهیم و استان و کشور را با اتکا و ایمان به خدا و همدلی بسازیم .

آقای احمدی نژاد در پاسخ به سووالات منتخبان فرهیختگان ونخبگان گفت: باید استان سیستان وبلوچستان را با همدیگر ساخت و از بهترین روشها بهره برد .

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1390 ساعت 17:48 توسط


kadoo

كدو حلوایی دارای مقدار كمی كالری است ( 20 كالری انرژی در 100 گرم ) و مصرف آن در غذا برای كسانی كه وزن خود را كنترل می كنند، مناسب است.
همچنین منبع غنی پتاسیم است و برای افراد دچار فشار خون مفید می باشد، ولی برای افراد دچار ناراحتی كلیوی مناسب نمی باشد. جذب آهن و منیزیوم آن نیز خوب است.
كدو حلوایی منبع غنی بتاكاروتن است و رنگ نارنجی آن به دلیل وجود همین تركیب است. بتاكاروتن پیش ساز ویتامینA و یك آنتی اكسیدان مهم در بدن می باشد كه بدن را از حمله رادیكال های آزاد و اثر تخریبی آنها حفظ می كند.
کدو دارای فیبر غذایی نیز می باشد؛ از فیبر موجود در کدوحلوایی می توان در درمان بسیاری از بیماری ها مخصوصاً افزایش وزن ( چاقی )، یبوست، افزایش چربی خون، و دیابت استفاده نمود.WHO* ( سازمان بهداشت جهانی ) توصیه می کند هر فرد در روز به 30 گرم فیبر نیاز دارد که می تواند فیبر موردنیاز خود را از حبوبات، سبزیجات، انجیر، خرمای خشک، نان های سبوس دار   و به خصوص کدو تأمین نماید.
خواص درمانی کدو
- از کدو در درمان بیماری های روده ای مخصوصاً از بین بردن کرم و انگل های روده ای استفاده می شود.
- از کدو می توان به عنوان مسهل در درمان بیماری یبوست و بواسیر بهره گرفت.
- در درمان عفونت های مثانه ای نیز می توان از کدو استفاده نمود.
-در کاهش فشار خون و چاقی نیز تاثیر بسزایی دارد .
روش های استفاده از کدو و تخم کدو
از کدو می توان در تهیه سوپ و خورش استفاده نمود. می توان آن را به عنوان ته دیگ در ته پلو استفاده کرد. می توانید آن را چند قطعه کرده و با پوست آب پز کنید ( حفظ بهتر خواص آن ) و در صورت تمایل آن را با مقدار کمی شکر میل کنید که بسیار لذیذ است.همچنین کدو در تهیه نان های حجیم نیز استفاده می شود. در بسیاری از کشورهای اروپایی از کدو در تهیه نان استفاده می کنند.
تخم کدو را می توان در تولید نان سبوس دار مصرف کرد. در ضمن می توان از آن در تهیه شیرینی رژیمی استفاده نمود. روغن تخم کدو را می توان به عنوان روغن سالاد مصرف کرد.
بزرگ ترین کشور تولید کننده روغن تخم کدو، چین و کشورهای اروپای شرقی هستند. از نظر قیمت، روغن تخم کدو در مقایسه با روغن های گیاهی ارزان تر است.
کدو حلوایی را می توان به صورت ریز یا پوره در سوپ یا خورش استفاده نمود با سبزی خردکن ویا با حرارت ملایم بخار پز نموده ودر صورت تمایل در این مرحله /بسیار نازک ،پچوست کنده وانرا خرد ویا له نموده ومورد استفاده قرار دهید .

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1390 ساعت 5:52 توسط

با سپاس وقدردانی متقابل از برادر گرامی (علی قربانی)


 

«وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهِیمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّی جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتِی قالَ لایَنالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ».[1] 
هنگامی كه پروردگار ابراهیم، او را به اموری آزمود، و او آنها را تمام كرد، پروردگار به او فرمود تو را پیشوای مردم ساختم، ابراهیم گفت: از ذریه من نیز كسی امام خواهد شد؟ پروردگار فرمود عهد من (امامت) نصیب ظالمان نمی‎شود.
از این آیه شریفه استفاده می‎شود كه ابراهیم ـ علیه السلام ـ در آغاز فقط منصب نبوت را داشت، ‌یعنی مأمور تبلیغ و ارشاد، و تبشیر و انذار مردم بود، سپس منصب امامت نیز به او اعطا گردید،‌یعنی مأموریت یافت كه حكومتی دینی تشكیل داده، و رهبری سیاسی و اجرایی جامعه را نیز عهده‎دار شود. در این هنگام، در مورد ذریه خود از منصب امامت پرسید، و خداوند به او پاسخ داد كه ستمگران از آن محروم خواهند بود، یعنی منصب امامت مخصوص آن دسته از ذریه ابراهیم ـ علیه السلام ـ است كه ستمگر نباشند.
از طرفی می‎دانیم كه به نص قرآن كریم، شرك، ظلم بزرگ است:
«إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ».[2] 
نیز هرگونه تعدی از دستورات الهی (گناه)، ظلم به نفس است:
«وَ مَنْ یَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ».[3] 
بنابراین، هر كس در برهه‎ای از زندگی خود به خدا شرك ورزد، یا مرتكب گناهی شود، مصداق ظالم بوده و شایستگی منصب امامت را نخواهد داشت. یعنی امام نه تنها پس از آن كه عهده‎دار منصب امامت می‎شود باید معصوم باشد، بلكه قبل از آن نیز باید معصوم باشد، زیرا كلمه «الظالمین» در آیه 124 سوره بقره، همان‌گونه كه از نظر افراد عمومیت دارد، از نظر زمان نیز مطلق است، یعنی به محض این كه فردی در زمانی مصداق «ظالم» باشد (به خدا شرك ورزیده، یا گناهی مرتكب شده باشد) شایستگی احراز مقام امامت از او سلب می‎شود.
به عبارت دیگر، بدون شك حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـ امامت را برای آن دسته از ذریه خود كه در تمام عمر گناه‎كار بوده، و یا در آغاز نیكوكار بوده و سپس بدكار شده‎اند در خواست نكرده است، بنابراین، ‌دو دسته باقی می‎ماند:
1. آنان كه در آغاز گناه‎كار بوده و سپس توبه كرده و نیكوكار شده‎اند.
2. آنان كه هیچگاه مرتكب گناه نشده‎اند.
و خداوند دسته نخست را استثنا كرده است. نتیجه می‎گیریم كه پس امامت به دسته دوم اختصاص دارد. [4]

منابع :

[1] . بقره/ 124. 
[2] . لقمان/ 13. 
[3] . طلاق/ 1.
[4] . عقاید استدلالی ـ علی ربانی گلپایگانی 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1390 ساعت 5:23 توسط


محسن رضايي:
دولت تمام توجه خود را به توليد ملي، اشتغال و درآمد خانوار 
بگذارد
نخستین مانع رسیدن به اهداف جهاد اقتصادی، تفسیرهای نادرست از مفاهیم اسلامی در اقتصاد و جامعه است؛ مفاهیمی چون زهد، ثروت و عدالت باید باز تعریف شود، چرا که تاکنون برداشت هاي نادرستی از آنها در جامعه ترویج شده، به گونه اي كه تفسيرهاي استعماري و يا ماركسيستي از آنها در جامعه ما به وجود آمد و موجب گريز و فرار مردم از تلاش و توليد شد / این نامگذاری بر پایه عمل به تکلیف و کار کارشناسی بوده است.
محسن رضايي:
نخستین مانع رسیدن به اهداف جهاد اقتصادی، تفسیرهای نادرست از مفاهیم اسلامی در اقتصاد و جامعه است؛ مفاهیمی چون زهد، ثروت و عدالت باید باز تعریف شود، چرا که تاکنون برداشت هاي نادرستی از آنها در جامعه ترویج شده، به گونه اي كه تفسيرهاي استعماري و يا ماركسيستي از آنها در جامعه ما به وجود آمد و موجب گريز و فرار مردم از تلاش و توليد شد / این نامگذاری بر پایه عمل به تکلیف و کار کارشناسی بوده است.
دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام گفت: کشور در دوره های گوناگون، راهی را پشت سر گذاشته که علاوه بر به دست آوردن توفيقات، اشكالاتي را هم داشته است؛ از اين روی، مقام معظم رهبری، تحول فرهنگي ـ اقتصادی را در رأس حرکت کشور قرار داده اند.

به گزارش «تابناک»، دكتر محسن رضايي که در جمع دبيران كميسيون ها و معاونت هاي دبيرخانه مجمع تشخيص مصلحت نظام سخن می گفت، افزود: آینده ای روشن، با توسعه ای هویت محور، سرآهنگ چشم انداز قرار دارد.

رضايي با بيان اين كه در سال 90 بايد هم موانع را پشت سر بگذاریم و هم پیشرفت کنیم، افزود: براي رسيدن به اين هدف، باید به روش های تازه ای بیندیشیم که محور آنها، نگاه جهادی است، زيرا جهاد اقتصادی، از يك سو بايد ناظر بر اهداف و از سوی دیگر، برطرف كننده موانع باشد.

وي با بيان اينكه براي دستيابي به اهداف جهاد اقتصادي با موانعي روبه رو هستيم، افزود: نخستین مانع، تفسیرهای نادرست از مفاهیم اسلامی در اقتصاد و جامعه است؛ مفاهیمی چون زهد، ثروت و عدالت، باید باز تعریف شود، چرا که تاکنون برداشت هاي نادرستی از آنها در جامعه ترویج شده، به گونه ای كه تفسيرهاي استعماري و يا ماركسيستي از آنها در جامعه ما پدید آمد و موجب گريز و فرار مردم از تلاش و توليد شد.

محسن رضايي، با انتقاد از شيوه هاي كليشه اي بانك جهاني اظهار داشت: باید شیوه اقتصاد کشور را تغییر دهیم، چرا كه با روش ها و دستور العمل های بانک جهانی و الگوهاي غربي و صندوق بين المللي پول به جایی نرسيديم.

دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام، با بيان اينكه نامگذاري سال 1390 در چهارچوب الگوي اسلامي پيشرفت مطرح شده است، افزود: مقام معظم رهبري، بر پایه عمل به تکلیف و کار کارشناسی، سال 90 را سال جهاد اقتصادي نامگذاري كردند. اين ادبيات با پيشرفت در ايران سازگار است.

وي افزود: رهبر انقلاب اسلامي در حال معماری آینده ایران است؛ بنابراين، نامگذاري امسال فراتر از خنثی کردن تهدیدهاست.

رضايي ادامه داد: كساني كه گمان مي كنند، اين شعار براي رياضت كشي مطرح شده، اشتباه مي كنند؛ اين شعار براي جهش اقتصادي است و به همين دليل، دولت باید امسال تمام توجه خود را روی توليد ملي و اشتغال و بالا بردن درآمد خانوارها بگذارد.

دكتر محسن رضايي در پايان افزود: دبیرخانه مجمع تشخيص مصلحت در ابعاد گوناگون، از مخاطبين «جهاد اقتصادي» به شمار می رود؛ بنابراین، باید با همه وجود، به این حرکت جهادي کمک کنیم.

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1390 ساعت 5:0 توسط


وی در بخش دیگری از سخنان خود با انتقاد از وجود گرانی‌ و تورم در جامعه بیان داشت: امروز که تورم زیاد است و برخی از مردم در پرداخت قبوض خود معطل‌اند، نیاز است در برابر این همه سختی‌ها و فشارهای اقتصادی که در جامعه وجود دارد به افراد نیازمند و کم‌درآمد کمک‌های شایانی صورت گیرد تا سختی‌ها و فشارهای اقتصادی بیش از حد، آن‌ها را نرنجاند.
مرجع تقلید شیعیان از وجود گرانی و تورم در کشور انتقاد و بر لزوم کمک به اقشار نیازمند و کم درآمد جامعه تأکید کرد.

به گزارش خبرگزاری مهر، آیت الله العظمی لطف الله صافی گلپایگانی روز چهارشنبه در دیدار با رئیس و اعضای شورای مرکزی کمیته امداد امام خمینی(ره) ضمن ارزشمند خواندن خدمت به محرومین گفت: شما که در این دستگاه فعالیت می‌کنید، قدر این توفیقات را بدانید، زیرا برای هر شخصی چنین توفیقی بدست نمی‌آید.

وی در ادامه خطاب به مسئولان کمیته امداد بیان داشت: خدمت شما در این دستگاه سبب خوشحالی قلب امام زمان(عج) می‌شود، چون به عائله حضرت ولی عصر (عجل الله) خدمت می‌کنید و هرکسی به مستضعفان کمک کند ثوابش قابل شمارش نیست؛ زیرا این کار از جمله عبادات بزرگ است که در قرآن به آن تشویق و ترغیب فراوانی شده است.

مرجع تقلید شیعیان جهان تأکید کرد: اگر افرادی خود را در راه خدمت رسانی به مستضعفان و نیازمندان وقف کنند تا خدمت به عائله حضرت بقیة‌الله داشته باشند، این کار برای آن‌ها افتخار بزرگی است که در دین اسلام از امتیازات بزرگ شمرده شده است.
فقر در جامعه اسلامی سبب تضعیف دین می شود

وی با تاکید بر این که نباید کمبودی در جامعه وجود داشته باشد، تصریح کرد: زیرا کمبود در جامعه اسلامی سبب تضعیف دین می‌شود، بنابراین نباید نیازمند یا فقیری در جامعه اسلامی وجود داشته باشد.

صافی گلپایگانی ادامه داد: ما وظیفه داریم حوائج مختلف مردم را در حد توان خود پاسخ بگوئیم و اگر چنین شد آن زمان فقیر و نیازمندی در جامعه وجود نخواهد داشت و هرگز نباید از این مهم غفلت کرد.

وی در بخش دیگری از سخنان خود با انتقاد از وجود گرانی‌ و تورم در جامعه بیان داشت: امروز که تورم زیاد است و برخی از مردم در پرداخت قبوض خود معطل‌اند، نیاز است در برابر این همه سختی‌ها و فشارهای اقتصادی که در جامعه وجود دارد به افراد نیازمند و کم‌درآمد کمک‌های شایانی صورت گیرد تا سختی‌ها و فشارهای اقتصادی بیش از حد، آن‌ها را نرنجاند.

مرجع تقلید شیعیان همچنین بر کمک به اقشار مستضعف جامعه تاکید کرد و ابراز داشت: برخی فشارها و سختی‌های اقتصادی جامعه سبب شده است که عده‌ای در رنج به سر ببرند و زندگی برای آن‌ها لذت بخش نباشد، باید که به این قشر نیازمند کمک رسانی صورت گیرد تا از این رنج‌ها رهایی یابند.

فرهنگ ایثار و فداکاری در جامعه تقویت شود

وی با اشاره به تاثیرات ایثار و از خودگذشتگی بر جامعه، تاکیدات قرآن و روایات را در این موضوع متذکر شد و اظهار داشت: ایثار و فداکاری از صفات بزرگ ما مسلمانان است، امروز نیز باید این موضوع در جامعه نمایان‌تر شود، زیرا در گذشته افراد زیادی بودند که نیازها و خواسته‌های دیگران را بر نیاز خود مقدم و سختی‌های فراوان را متحمل می‌شدند.

آیت الله صافی گلپایگانی در ادامه بیان داشت: اقدامات خوبی از سوی کمیته امداد امام خمینی(ره) آغاز شده که این روند باید همچنان ادامه یابد و هر چه این خدمات از سوی کمیته امداد افزایش یابد باز هم جای کار بیشتری وجود دارد.

وی همچنین خواستار مشارکت عمومی در خدمت و کمک‌رسانی به مستضعفان شد و گفت: همه باید در این خدمت رسانی با کمیته امداد مشارکت کنند.

استاد برجسته حوزه علمیه قم با انتقاد از گرایش به مصرف‌ بی‌رویه در جامعه خاطر نشان کرد: متاسفانه اسراف در جامعه ما افزایش یافته است و خرج‌های اضافی که در برخی برنامه‌ها انجام می‌گیرد از جمله این اسراف‌ها است.

انتقاد از هزینه های بی مورد بیت المال

وی با ابراز تأسف از هزینه‌های بی‌مورد بیت المال تصریح کرد: در حالی که عده‌ای از مردم ما در سختی به سر می‌برند و برخی در همین نوروز توانایی تهیه غذای خود را نداشتند؛ ولی عده‌ای پول‌های زیادی را به بهانه نوروز در داخل کشور اسراف کردند.

کمیته امداد به مردم دیگر کشورهای ساکن در ایران کمک کند

مرجع تقلید شیعیان با بیان این که باید اخلاق و فرهنگ اسلامی در جامعه ما حاکم شود، اظهار داشت: هم‌اینک برخی مسلمانان از کشورهای افغانستان، پاکستان و هند که شیعه هم هستند در کشور ما در رنج به سر می‌برند و با توجه به این که یارانه‌ها به این قشر تعلق نمی‌گیرد، فشار اقتصادی برای آن‌ها فراوان شده است و امیدورایم کمیته امداد در این خصوص اقدام شایسته‌ای را انجام دهد تا آن‌ها از این رنج رهایی یابند.

وی اضافه کرد: ما مسلمان هستیم و باید احساس تکلیف کنیم و همچون درختی باشیم که به دیگران میوه می‌دهد و گرنه وجود انسان فایده‌ای ندارد،‌انسان باید غمخوار دیگران باشد و برای ضعفا دلسوزی کند.

صافی گلپایگانی در ادامه بیان داشت: گاهی بنده‌ای از بندگان خدا به سبب برداشتن خاری از راه عبور مردم وارد بهشت می‌شود، چه رسد به این که کمک رسان دیگران باشد.

پرخرجی و عدم قناعت به داشته‌ها از جمله مشکلات اقتصادی و فرهنگی جامعه

وی در بخش دیگری از سخنان خود با بیان این که مسائل فرهنگی و اقتصادی اسلام در جامعه ما بسیار ضعیف است و باید در این خصوص تلاش فراوانی انجام گیرد، افزود: پرخرجی و عدم قناعت به داشته‌ها از جمله مشکلات اقتصادی و فرهنگی جامعه ما است،‌ اگر قناعت داشته باشیم دیگر با کمبودها روبه‌رو نخواهیم شد.

ورود فرهنگ دینی در جامعه، مشکلات اقتصادی و فرهنگی را از بین می برد

استاد برجسته حوزه علمیه قم در پایان اظهار داشت: نقاط ضعف اقتصادی ما فراوان است و دلیل آن هم پیاده نشدن برنامه‌های اقتصادی اسلام در زندگی است، ‌اگر فرهنگ دینی را در جامعه و زندگی مردم وارد کنیم دیگر دچار مشکلات اقتصادی و فرهنگی نخواهیم شد.

بر پایه این گزارش در ابتدای این دیدار انواری، رئیس کمیته امداد امام خمینی (ره) بیانات مبسوطی درباره این نهاد مردمی و دینی و فعالیت‌های آن، گزارشی را ارائه کرد.
 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1390 ساعت 4:59 توسط


فرهنگ و اقتصاد نباید جدا می‌شدند

گفت‌وگو با دکتر محسن رضایی
گفت‌وگو با دکتر محسن رضایی
سال گذشته در آستانه تحریم‌های اعمالی علیه کشورمان، گفت‌وگویی داشتیم با فرمانده نام‌آشنای هشت سال دفاع مقدس و ایشان با تشریح فضای حاکم بر کشور در زمان جنگ، پیشرفت‌های آن زمان را حاصل تلاش‌های جوانان و متخصصان همین مرز و بوم عنوان و با اشاره به آغاز جنگی دیگر با نام «جنگ تحمیلی اقتصادی»، اراده و توان ملت ایران را ظرفیتی قوی برای خنثی‌سازی تحریم‌های آمریکا خواند.

نامگذاری سال جاری به سال «جهاد اقتصادی»‌ از سوی رهبر معظم انقلاب، بهانه‌ای شد تا بار دیگر به سراغ دکتر محسن رضایی برویم و دیدگاه‌های وی را درباره ابعاد و مختصات این جهاد جویا شویم.

* همانگونه که می‌دانید، مقام معظم رهبری، سه سال متوالی را با عناوینی اقتصادی نامگذاری کردند؛ سال اصلاح الگوی مصرف، سال همت مضاعف، کار مضاعف و سال جهاد اقتصادی. چه نکاتی از این امر می‌توان دریافت کرد؟

ـ به نظر من، دلیل اصلی این امر، به دو حادثه همزمان در ایران برمی‌گردد که محور هر دو، مسائل اقتصادی است؛ یکی مسأله تحول اقتصادی است که رهبری با ابلاغ سند چشم‌انداز در سال 1384 شروع کردند و پس از آن، سیاست‌های اصل 44 و الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت. از سوی دیگر، یک جنگ اقتصادی هم علیه ایران آغاز شده که محور این جنگ هم مسائل اقتصادی است؛ بنابراین، در چنین فضایی، طبیعی است که رهبر انقلاب، سه سال متوالی اقتصاد را محور اصلی نظام قرار داده‌اند.

* فکر می‌کنید بحث جهاد اقتصادی به عنوان یک رویکرد محوری نسبت به عبور از تحریم‌ها مطرح شده یا یک راهکار است برای حل مسائل و معضلات اقتصادی کشور؟

ـ به نظر می‌رسد، فرهنگ و اقتصاد نباید جدا می‌شدند
گفت‌وگو با دکتر محسن رضایی
  جهاد اقتصادی پیام روشنی دارد و آن این‌که موضوعات اقتصادی، امسال باید به طور جدی مورد توجه قرار بگیرد. این موضوعات اقتصادی چه مربوط به تحریم باشد و چه مربوط به تحول اقتصادی، هر دو مورد نظر رهبر انقلاب است، چراکه جهاد اقتصادی هم می‌تواند در دستیابی به اهداف سند چشم‌انداز مؤثر و هم از سوی دیگر، می‌تواند خنثی‌کننده فشارهای اقتصادی علیه ایران باشد.


جهاد اقتصادی، دو پیام روشن دارد؛ یک پیام، فنی است که باید تلاش‌ها و اقدامات کشور در امر تولید ملی افزایش یابد. در حقیقت، باید تلاش مجاهدانه‌ای داشته باشیم و بهره‌وری و رشد اقتصادی را ارتقا دهیم و لازمه این کار، تلاش بیشتر افراد و فعال شدن ظرفیت‌های خالی تولید است. سه سال است که رشد اقتصادی کشور بنا به دلایل فراوانی، کمتر از 3 درصد شده است؛ باید اثر این جهاد را در رشد اقتصادی ببینیم.

پیام دوم هم آن است که فضای اقتصاد ملی یک فضای ارزشی شود؛ یعنی ایثارگری، فداکاری و هماهنگی، بیشتر شده و روش‌های اسلامی به جای روش‌های غربی در دستور کار قرار گیرد. در حقیقت زمانی که بحث جهاد اقتصادی مطرح می‌شود، بسیاری از نگاه‌ها و رویکردها باید عوض شود و این هم چیزی جز فرهنگی‌سازی و ارزشی‌سازی اقتصاد ملی نیست.

* گویا برای جهاد اقتصادی، یک مدل اقتصادی مورد نیاز است؟!

ـ در حقیقت می‌توانیم این‌گونه بیان کنیم که رهبر انقلاب، مدتی است به یک بازنگری در این روش‌های بیست سال گذشته روی آورده‌اند و دلیل آن هم بسیار روشن است، چون همه روش‌های تکنوکراتی و لیبرالی که در این بیست سال گذشته آزمایش شد، با وجود توفیقاتی که داشت، نتوانست سطح انتظارات ملی و انقلابی را پاسخ دهد؛ بنابراین، نزدیک پنج سال است که رویکرد تحولی رهبر انقلاب، نوعی خداحافظی با رویکردهای لیبرالی و تکنوکراتی است؛ یعنی در یک سیر تاریخی به این نتیجه رسیدیم که روش سازندگی و روش اصلاحات نمی‌تواند کشورمان را به همه آرمان‌هایش برساند. به همین دلیل است که رهبر انقلاب، الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت را مطرح کردند.
در جهاد اقتصادی هم حتما باید یکی از دستاوردها همین توجه به الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت باشد؛ یعنی حرکت به سوی این الگو می‌تواند یکی از اهداف جهاد اقتصادی باشد، چراکه هرچه بیشتر به این الگو نزدیک شویم، بهتر می‌توانیم پرسش‌های پاسخ داده نشده در سطح جامعه و نظام را حل کنیم.

* متولیان این مدل‌سازی و الگوسازی چه کسانی هستند؟

ـ در اینجا به نظر من، نخبگان نقش اول را به عهده دارند. چه نخبگان حکومت مثل نخبگان قوای سه‌گانه و مجمع و چه نخبگان بیرون از حکومت مثل دانشگاه، حوزه علمیه و صاحب‌نظران و حتی صاحب‌نظران ایرانی خارج از کشور.
نخبگان می‌توانند با شرکت در یک گفتمان ملی، به سوی دستیابی به یک الگوی اسلامی ایرانی تلاش کنند.

* آقای دکتر! اشاره داشتید به این‌که روش‌های تکنوکرات‌ها یا لیبرال‌ها در سال‌های گذشته، نتوانسته راه‌گشا باشد. لطفا یک بازخوانی داشته باشید از فرمایشات مقام معظم رهبری در این باره و نکاتی که ایشان از سال‌های دهه 70 در رویارویی با چنین رویکردهایی مطرح می‌کردند؟

ـ یادم هست که در زمان آقای هاشمی، حضرت آقا فرمودند که سازندگی می‌تواند یک جهاد فی سبیل الله باشد اما دنبال این اندیشه گرفته نشد.

* یعنی مقام معظم رهبری از همان زمان بر جهاد اقتصادی تأکید داشتند؟

ـ بر جهاد فی‌ سبیل الله تأکید می‌کردند که به عبارتی، همان جهاد اقتصادی است و این عبارت مربوط می‌شود به سال 70 یا 71؛ یعنی نزدیک  نوزده سال پیش اتفاقی که افتاد، این بود که در اداره کشور نوعی فرهنگ‌زدایی صورت گرفت و این فرهنگ‌زدایی جامعه را در مقابل تهاجم فرهنگی غرب آسیب‌پذیر کرد.

در آن زمان مسائل بسیاری رخ داد که امروز کسانی که بخواهند صادقانه با گذشته برخورد کنند، باید به اشتباهات گذشته خود اعتراف کنند و صادقانه در این مسیر جدیدی که رهبر انقلاب آغاز کرده، تجمع کرده و انرژی‌ها را متراکم کنند تا بیشتر از گذشته آسیب نبینیم. ما راه‌های گذشته را پشست سر گذارده‌ایم و به این نتیجه رسیده‌ایم که اشتباهاتی در این راه‌ها بوده و نباید فرهنگ از اقتصاد جدا می‌شد. چون اقتصاد نمی‌تواند بدون فرهنگ باشد. زمانی که فرهنگ را از اقتصاد جدا می‌کنیم، یک فرهنگ دیگر جایگزین آن می‌شود و به همین دلیل در برابر تهاجم فرهنگی، آسیب‌پذیر شدیم.

* در سال‌های بعد یعنی در دوره اصلاحات، از نظر فرهنگی چه اتفاقاتی افتاد؟

ـ در زمان اصلاحات، متأسفانه این اتفاقات بدتر شد؛ یعنی زاویه‌ای که در زمان سازندگی آغاز شده بود، شدیدتر شد و از نظر فرهنگی اداره کشور از ارزش‌های انقلاب فاصله بیشتری گرفت.

سیر نظریات رهبری را که نگاه می‌کنیم، هیچ‌گاه ایشان موافق جداسازی فرهنگ از اقتصاد و سیاست نبوده‌اند. حال جهاد اقتصادی هم که ایشان مطرح کرده‌اند، کاملا با این بازخوانی گذشته سنخیت دارد. ایشان از یک سو می‌خواهند یک جهشی در اقتصاد کشور به وجود بیاید ولی یک جهت دیگر این فرمایش هم اخلاقی کردن یا فرهنگی ساختن فضای کسب و کار اقتصاد ملی کشور است که فرهنگ و ارزش‌های انقلاب در اقتصاد بیشتر راه پیدا کند.
البته این دو بخش دارد؛ چون از سوی دیگر، ناچاریم که برخی خرافات را که به نام اسلام وارد محیط اقتصادی کشورمان شده، خارج کنیم.

* به طور مثال، چه مسائلی؟

ـ یکی از این نمونه‌ها «زهد» است. الان یک تفسیر نادرستی از زهد وجود دارد. تصویری که از زاهد در اذهان شکل گرفته به صورت فردی است که اصلا کاری با دنیا ندارد. در حالی که زاهد از نظر اسلامی، یعنی فردی که در عین حالی که متمکن است، دنیاگرا نیست.

در حقیقت، باید یک پاکسازی فرهنگی هم داشته باشیم. هم‌اکنون تفسیری که از عدالت می‌شود، بیشتر در قالب عدالت توزیعی ثروت است. در حالی که عدالت تولیدی هم باید وجود داشته باشد؛ یعنی فرصت‌های اشتغال و تولید را برای همه فراهم کنیم. عدالت توزیعی منهای عدالت تولیدی به معنای تقسیم کردن فقر است. یعنی تقسیم عادلانه فقر. اما وقتی عدالت تولیدی هم باشد، ثروت تولید می‌شود و با عدالت توزیعی، ثروت به طور عادلانه توزیع می‌شود. برای تولید ثروت باید فرصت‌های تولیدی و اشتغال را در اختیار همه قرار دهیم. اسلام هر دو را می‌بیند. یعنی عدالت در اسلام، مثل سرمایه‌داری تنها توزیعی نیست یا مثل سوسیالیسم، تنها تولیدی نیست؛ اسلام هم عدالت تولیدی دارد، هم عدالت توزیعی.
در جهاد اقتصادی باید ارزش‌هایی که در جامعه نادرست تفسیر شده، یک بار دیگر بازنگری و آنها را بازسازی کرد.

* رویکرد دولت آقای هاشمی و آقای خاتمی را به طور گذرا مرور کردید. نگاهی هم داشته باشید به رویکرد اقتصادی دولت آقای احمدی‌نژاد و این‌که آن بستر فرهنگی که در دولت‌های گذشته، بنا بر فرمایش شما تا حدودی دچار انحراف شد، هم‌اکنون در چه وضعیتی قرار دارد؟

ـ من شعار جهاد اقتصادی را یک شعار فرهنگی اقتصادی می‌دانم و به آن به عنوان یک شعار صرفا اقتصادی نگاه نمی‌کنم. در دوره آقای احمدی‌نژاد هم بیش از جنبه‌های تولیدی به جنبه‌های مصرفی توجه شده است. یارانه‌های نقدی، نخست به مردم داده شده و هنوز آن کمک لازم به بنگاه‌های تولیدی صورت نگرفته، اما وعده‌هایی در این زمینه داده شده است؛ بنابراین، بحث تولید و توزیع هر دو باید مورد توجه قرار گیرد.

* آقای دکتر! شما به عنوان فردی که در قالب یکی از مهره‌های کلیدی و یکی از فرماندهان ارشد جنگ، در زمان هشت سال دفاع مقدس نقش مهمی را بر عهده داشتید، فکر می‌کنید فرماندهان جهاد اقتصادی باید دارای چه ویژگی‌هایی از نظر علمی، فقهی و تجربی داشته باشند؟

ـ به نظر من، مدیران و فرماندهان جهاد اقتصادی باید دو ویژگی مهم داشته باشند؛ یکی این‌که اقتصاد را خوب بفهمند، چه در عمل به صورت تجربی و چه به صورت تئوریک. مسأله دوم این‌که بتوانند محیط را فرهنگی کنند؛ یعنی اقتصاد را با فرهنگ و فرهنگ را با اقتصاد پیوند دهند که این خود یک مهارت دیگری است. در حقیقت فرهنگی کردن اقتصاد، یک فن و مهارت است.

* جایگاه اقتصاد اسلامی در این دیدگاه چیست؟

ـ اگر این انگیزه به سمت جهادی کردن سوق پیدا کند، اقتصاد اسلامی الگوسازی و پیاده می‌شود. چون هم‌اکنون ممکن است اقتصاد اسلامی الان ممکن است به صورت تدوین‌شده وجود نداشته باشد.

* آقای دکتر! مشخصات فرماندهان جهاد اقتصادی را فرمودید؛ مقر فرماندهی این جهاد باید کجا باشد؟

ـ من فکر می‌کنم، همان‌گونه که امام در زمان جنگ خودشان فرماندهی کل قوا را بر عهده داشتند، هم‌اکنون نیز رهبر انقلاب می‌توانند به خوبی این نقش را ایفا کنند.

* قبول دارید که در زمان جنگ هم با وجود مدیریت قوی و اشراف کامل امام خمینی(ره)، گاه ناهماهنگی‌هایی بین نیروهای سپاه، ارتش و بسیج روی می‌داد. امروز برای جلوگیری از بروز آن ناهماهنگی‌ها در بین قوای سه‌گانه و دیگر نهادهای مسئول در جهاد اقتصادی، نباید یک مقر فرماندهی دیگر در طول نظارت عالیه مقام معظم رهبری وجود داشته باشد؟

ـ باید یک ساز و کار دیگری برای این کار شکل بگیرد. من معتقدم که آن خیمه انقلاب که پس از جنگ برچیده شد، باید بار دیگر به موازات دولت شکل بگیرد و کشور با هر دو ظرفیت بتواند جامعه را اداره کند.

* چقدر معتقدید، اگر بیست سال آینده تلاش‌هایی را که در راستای جهاد اقتصادی انجام خواهد شد، بازخوانی کنیم، با یک کارنامه موفق از این جهاد روبه‌رو می‌شویم؟

ـ ما الان به اندازه کافی تجربه داریم؛ افزون بر این‌که وقتی این دوره را با گذشته مقایسه کنیم، می‌توانیم از آن درس بگیریم. رفتارشناسی ملت ایران نشان می‌دهد که همواره موج نخست اقدامات این ملت، یک موج اصلاحی است؛ اما پس از این‌که به نتیجه نمی‌رسد و این موج جواب نمی‌دهد، این موج وارد یک انقلاب می‌شود. هم‌اکنون موج اصلاحات در زمینه فرهنگ و اقتصاد جواب نداده و ما باید وارد یک موج جدیدی بشویم که به نظر من، رهبر انقلاب، این موج فرهنگی اقتصادی را حدود پنج سال است آغاز کرده‌اند، ولی این باید ساختار و متولی پیدا کند و جبهه و عقبه خودش را در جامعه بشناسد.

الان مشخص شده است که در بیست سال گذشته، ساختارهای حکومتی به تنهایی پاسخ نداده و نیاز به یک ساختار و اقداماتی جهادی است.

منبع: هفته‌نامه پنجره

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1390 ساعت 4:49 توسط


خوزستان نفتش خوبه اما خودش نه. هربلایی باید سرش بیاد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اگر کاشت درختان گز و طاق که از سال 1345 در کویرهای ایران آغاز شد، ادامه می یافت تمام شن های روان داخل کشور مهار شده بود و اگر از سال 81 که گرد و غبار خارجی وارد خوزستان شد چاره ای اندیشیده می شد اکنون این مشکل تمام کشور را فرا نمی گرفت
کسی نمی خواهد کاری کند...!؟
شیمیائی هایشان کپسول به دوش گاهی تا شش ماه از سال با این سوغاتی های کشورهای دوست!! که قبلا بمب های شیمیائی شان دوستی می آورد و اکنون غبارشان بیرق بلند دوستی هاشان است می سوزند و می سازند و از غیرت مسئولان عالی کشور بی نصیب، نفس هایشان با سوت های خمپاره همراه است و جان می کنند و هستند تا...
باز هم قصه پر غصه گرد و غبار آغازیدن گرفته و باز هم همان حرف های همیشگی، وعده و وعیدها و... و دردی که مردم مظلوم غرب و جنوب کشور می کشند.

به گزارش «تابناک»، دفعات قبل شاید هربار که پایتخت مورد تعرض قرار می گرفت، کاری هر چند مقطعی و تسکین دهنده رخ می نمایاند اما باز هم همان آش بود و همان کاسه، اما این بار هنوز معلوم نیست بالاخره چه اتفاقی خواهد افتاد.

در این باره دکتر علیرضا مخبر دزفولی در مطلبی برای «تابناک» نوشته است:

شب با هزار امید و آرزو وبرنامه ریزی چشم فرو بسته ام که فردا روز دوم نشست هم اندیشی کارشناسان فرهنگی دانشگاه های کشور است و ما میزبان آنها و همه منتسب به خون گرمی و مهمان نوازی خوزستانی ها و چه کنیم که با خاطره ای خوش بروند به خانه هایشان و طعم مهربانی مردم مهربان خوزستان مثل طعم رطب های شیرینشان در مذاق جان مهمانانمان بماند و جاوید شود و سوغات سفر فرهنگی شان باشد...


صبح در تاریک و روشن نماز صبح خوانده ایم و از نو خمار خواب نوشین بامدادی که در ادبیات ما به راستی و درستی «شکرخواب» اش خوانده اند... هی نگاه می کنیم به پنجره و اثری از نور آفتاب عالمتاب نمی بینیم و ما هم به خیال آنکه عروس آفتاب هنوز در افق چهره ننمایانده است و ما هم فرصتی داریم برای برهم نهادن مژگان ها و دیدن خواب های رنگی...

 به درازا می کشد این انتظار و کم کم بوی آزاردهنده خاک، همان بوی مألوف که ۴-۳ سال است خوزستانی های غریب و بی کس به آن خو کرده اند همچنان که به ۸ سال خوف و خون و خطر و پیشگامی در دفاع از اسلام و قرآن و رهبر و کشور و البته بی مهری های بعد از جنگ خو گرفته ایم. سرفه ها شروع می شود بی امان و بی درمان...

خوزستان را و خصوصا اهواز را دوباره گرد و خاک درنوردیده است سخت تر و سهمگین تر از همیشه. بی اطلاع، بی هشدار، بی تعطیلی به هنگام... که حداقل حق آنها است... که نزول مصیبت را از پیش مطلع باشند!


مهمانان نورسیده غبار غربت ندیده نشستند، برخی بدحال شده اند و برخی حیران به دنبال گیر آوردن بلیط برگشت با اتوبوس یا قطار یا هر چه که به دست آید و آنان را از از این بلا برهاند به سوئی شتابانند... و من در دل زمزمه می کنم وای بر احوال خوزستانی ها که سه سال است پیر و جوان و نوجوان و کودک و نوزادش ریزآلاینده های تا ۱۰۰ برابر حدّ مجاز ریه هایشان را فشرده، جانشان را خراشیده، کامشان را تلخ کرده است و... فریادرسی ندارند.

شیمیائی هایشان کپسول به دوش گاهی تا شش ماه از سال با این سوغاتی های کشورهای دوست!! که قبلا بمب های شیمیائی شان دوستی می آورد و اکنون غبارشان بیرق بلند دوستی هاشان است می سوزند و می سازند و از غیرت مسئولان عالی کشور بی نصیب، نفس هایشان با سوت های خمپاره همراه است و جان می کنند و هستند... تا کی بر دوش ببرندشان به تجلیل!


و نوزادانشان ریه های پاکشان مملو شده از غبارهائی که امید است فقط عوارض خودشان بیمارشان کند نه آنچه آمیخته با آن از صحراهای بمباران شده عراق، میهمان سینه کوچک آنها است.

و پیرانشان سر در گریبان به وعده هائی می اندیشند که سال ها است داده اند و وفا نکرده اند.

خدایا شاید می خواهی مردمی که سی سال است در صف اول دفاع از ایران و اسلام قد برافراشته اند بدانند که جز تو غمخوار و فریادرسی ندارند...

خودت کمک کن بر غربت و مظلومیت این مردم صبور و وفادار به اسلام و ولایت پایانی باشد... پایانی به شیرینی رضایت تو... تو که تنها امید آنهائی...

www.dralirezamokhber.blogfa.com

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1390 ساعت 4:37 توسط


عبدالحسين روح​الاميني
ماده دوم قانون اساسي كه پس از سقوط مبارك در رفراندوم قانون اساسي با حمايت 77‌درصدي مردم مصر تصويب شد، اكنون باعث نگراني نيروهاي سكولار مصري شده است.

بنا بر ماده دوم قانون اساسي مصر، از آنجا كه مردم اين كشور مسلمان هستند، قانونگذاري در آنجا بر پایه قواعد و قوانين شريعت صورت مي‌گيرد و اين بدين معناست كه منبع قانونگذاري از اين پس در اين كشور، قوانين اسلام خواهد بود.

اهميت ماده دوم قانون اساسي مصر به اندازه ای است كه شاید بتوان گفت، فارغ از همه جنجال‌هاي خبري، اين ماده قانوني است كه ماهيت واقعي قيام مردم مصر را نشان خواهد داد. البته در اين شكي نيست كه قيام مردم مصر، قيامي براي آزادي و مبارزه با دخالت خارجي در اين كشور بوده و اين آرمان‌ها، داراي كليتي است كه همه انسان‌هاي آزاده از هر دين و مذهبي، در آن با هم شريكند و تفاوتي از اين بابت، بين انقلاب‌هاي كشور‌هاي اسلامي و غير اسلامي نیست.

اما به هنگام دولت‌سازي و ايجاد نظام نوين پس از انقلاب‌ها، آنچه ماهيت يك انقلاب را مشخص مي‌كند، منابع قانونگذاري در نظام‌هاي تازه تأسيس است، به ‌گونه‌اي كه توجه به همين منابع قانونگذاري در انقلاب مشروطه ايران، آزاديخواهان ايراني را به دو گروه مشروطه‌طلب و مشروطه مشروعه‌طلب تقسيم كرد و سرانجام، طرفداران اين دو ايده، از يك نزاع درون گفتماني به سوي يك مبارزه فراگفتماني هدايت شدند.

هم اکنون در مصر ـ كه قدرتمندترين جنبش عربي را به ثمر نشاند ـ به صورت ظريفي، ماده دوم قانوني اساسي با اصول بنيادين انقلاب اسلامي ايران پيوند خورده است و اين به نوعي، تقويت نظام‌هاي سياسي اسلامي در خاورميانه و جهان به شمار می رود.

در واقع، وجود چنين ماده‌اي در قانون اساسي مصر ـ كه خود در آينده سرچشمه ايجاد خرده نظام‌هاي فرهنگي و اجتماعي مبتني بر قوانين اسلامي خواهد شد ـ به جهانيان نشان داده است كه با وجود تبليغات گسترده، انقلاب مصر به تدريج ماهيت اصيل و اسلامي خود را نشان مي‌دهد و برنده اين رقابت، به يقين، جبهه فرهنگي انقلاب اسلامي در منطقه است. در واقع اين مهم نيست كه شكل نظام‌هاي تازه تأسيس در منطقه چگونه است، بلكه اين اهميت دارد كه رجوع به قوانين اسلام ـ كه بيش از يك ربع قرن توسط انقلاب اسلامي در منطقه و جهان اشاعه شده ـ مورد توجه قرار گرفته است.

در ماه‌هاي گذشته، كشور‌هاي غربي كوشيدند كه تحولات و انقلاب مصر را به گونه‌اي مديريت كنند تا از يك سو، تغييرات بنيادين در نظام سياسي اين كشور صورت نگيرد و از سوي ديگر، كمترين نشانه‌هاي اقبال به اسلامگرايي در نظام جديد مصر ديده شود.

با وجود اقبال مردم مصر به قانون اساسي جديد با درونمايه‌اي اسلامي و همچنين مواضع وزير خارجه جديد این کشور، نبيل العربي براي شروع دوباره روابط ديپلماتيك با ايران اسلامي و همچنين اعلام اينكه مصر ديگر گنج هميشگي اسراييل در منطقه نيست، راه مردم مصر از تفكرات دين ستيزانه غربي جدا شد.

و اما اينك، دوام و پيشرفت روز به روز انقلاب اسلامي، مي‌تواند جبهه فرهنگي انقلاب اسلامي را در منطقه و با توجه به تحولات آنجا، بيشتر از گذشته تقويت كند؛ چه اينكه انقلاب‌هايي كه اكنون در جهان عرب ساري و جاري است، در ايران سي و چندي سال پيش رخ داده و برای همین، نظام سياسي ايران مي‌تواند تجربه‌ چند دهه‌اي در اختيار انقلابيون جوان منطقه گذارد.

آنچه امروز در جمهوري اسلامي و با توجه به تحولات منطقه‌اي اهميت دارد، دوري از افراط‌گرايي در بين جريان‌هاي سياسي كشور است؛ امري که گروه​هاي سياسي را از هويت اصيل ايراني و اسلامي خود دور كرده است. اين افراط‌گرايي در بخشي كه به دنبال توسعه و پيشرفت به سبك غربي يا دست کم با بهره گیری از تجربه غربي است، گاه چنان عقلانيت و هويت خود را كنار مي‌گذارد كه «غربزدگي» جلال آل احمد را تداعي و خاطره سيدحسن تقي‌زاده را زنده مي‌كند.

اين در حالي است كه انقلاب اسلامي، در عين نگاه توسعه محور و با تكيه بر يافته‌هاي بنيادين بشري خود، داراي گفتماني تمدني است كه در عين تعامل با ديگر گفتمان‌هاي تمدني هم‌عرض خود، داعيه تمدن‌سازي نوين مبتني بر ارزش‌هاي اسلامي را دارد. جلال آل احمد همان سال‌هاي آغازین دهه چهل، در نامه‌اي به امام نوشته بود كه نمي‌توان در مبارزه به اينان دلخوش كرد، چراكه اينان در بزنگاه‌هاي تعيين‌كننده، جانب سلطنت را مي‌گيرند.

از سوی دیگر، اما جريان سياسي افراطي ديگري نيز در جامعه هست که می خواهد به نام اسلام، راه تعامل با دنيا و استفاده از مسائل بنيادين دانش بشري را بگيرد و باب اجتهاد پويا را ببندد و عقل و عقلانيت را تعطيل کرده و به قضا و قدر دل ببندد.

در اين ديدگاه نيز كه اتفاقا حضرت امام خميني (ره) بيانات متعددي در انحراف اين گروه دارند، افراط به گونه‌اي است كه به عنوان يك ضد ارزش و نفي‌كننده اصل ارزش‌ها رفتار مي‌كند. هر دوي اين جريانات افراطي در فضاي كنوني منطقه و جهاني، به عنوان ضد ارزش‌هايي عمل مي‌كنند كه نه تنها كمكي به بالا بردن گفتمان فرهنگي و سياسي انقلاب اسلامي نخواهند كرد، بلكه به عنوان جرياناتي دافعه‌دار، جذابيت انقلاب اسلامي را مي‌ستاند.

امروز روشنگری و شناسايي افراطي گری در جريان های سياسي براي كساني كه دل در گرو انقلاب اسلامي دارند، از اوجب واجبات است.

منبع: «ملت ما»

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1390 ساعت 4:9 توسط


یادداشت وارده
در روز پنجم جمادى‏الاول سال پنجم یا ششم هجرى، کودکی چشم به جهان گشود که بسیار شبیه خدیجه کبری، بانوی فداکار اسلام بود.

سرگذشت حضرت زینب ـ علیها السلام

بنا به قول مشهور، حضرت زینب ـ ‏علیها السلام ـ سومین فرزند فاطمه زهرا ـ علیها السلام ـ در روز پنجم جمادى‏الاول سال پنجم یا ششم هجرى چشم به جهان گشود. در این زمان، پیامبر اکرم ـ ‏صلى الله علیه وآله ـ در خارج از مدینه بودند. امیرالمؤمنین‏ ـ علیه السلام ـ نام‏گذارى این کودک را به تأخیر انداختند تا رسول خدا ـ صلى الله علیه وآله ـ به مدینه برگشتند. آن حضرت به فرمان الهى؛ نام این مولود مبارک را زینب گذاشتند و توصیه فرمودند که این طفل را همواره گرامى بدارید، چون او شبیه جده ‏اش خدیجه کبرى ـ ‏علیها السلام ـ است.

یعنى همان‏گونه که حضرت خدیجه‏ ـ علیها السلام ـ در آغاز بعثت ‏با شجاعت و فداکارى متحمل زحمات زیادى شد تا نهال نورسته اسلام حفظ و بارور شود، حضرت زینب ‏ـ علیها السلام ـ نیز با صبر و ایثار و تحمل سخت‏ترین فشارها از به خطر افتادن اساس اسلام جلوگیرى می کردند.

در توصیف آن حضرت مى‏گویند: حضرت در وقار شخصیت چون جده‏اش حضرت خدیجه ـ ‏علیها السلام ـ و در عفاف و عصمت همانند مادرش زهرا (ع) بود.


زینب کبرى تا نزدیک پنج ‏یا شش سالگى، تحت اشراف شخص پیامبراکرم ـ ‏صلى الله علیه وآله ـ و در آغوش مادر بزرگوارش حضرت زهرا ـ علیها السلام ـ پرورش یافت و از این پس، مسئولیت تربیت و پرورش او به عهده على‏ ـ علیه السلام ـ گذارده شد. تا این ‏که در سال هفدهم هجرى به همسرى پسرعمویش، عبدالله بن جعفر درآمد. سالها بعد زمانی که مردم با امیرالمؤمنین على بن ابی‏طالب‏ ـ علیه السلام ـ بیعت کردند، حضرت براى یارى پدر از مدینه به کوفه رفت و در مدت پنج‏ سال دوران سخت‏ حکومت على‏ ـ علیه السلام ـ ، همواره یار و تسکین بخش غم‏هاى پدر بود و زنان کوفه را آموزش مى‏داد... .

و هنگامی على‏ ـ علیه السلام ـ در محراب عبادت با شمشیر ابن ملجم مرادى ضربت‏ خورد، پرستارى آن حضرت را بر عهده گرفت و به دنبال شهادت امیرالمؤمنین ‏ ـ علیه السلام ـ و هنگام نوبت امامت ‏برادر بزرگش امام حسن‏ ـ علیه السلام ـ در کنار برادر قرار گرفت و آن‏گاه که امام حسن‏ ـ علیه السلام ـ از کوفه به مدینه برگشت، به همراه ایشان حضرت زینب ـ ‏علیها السلام ـ نیز به مدینه آمد.

وقتى که در سال پنجاه هجرى معاویه حضرت امام حسن‏ ـ علیه السلام ـ را مسموم کرد، باز غمخوارى و پرستارى برادر با زینب بود و پس از شهادت امام حسن‏ ـ علیه السلام ـ در خدمت امام حسین ‏ـ علیه السلام ـ بود و زمانى که در سال شصت هجرى امام حسین ‏ ـ علیه السلام ـ رهسپار مکه شد، به همراه آن حضرت از مدینه خارج شد و از آن لحظه به بعد تا روز عاشورا در خدمت‏ به قیام اباعبدالله‏ ـ علیه السلام ـ تلاش مى‏کرد و لحظه‏اى از آن حضرت جدا نشدند.

نقل مى‏کنند، در جریان حرکت‏ به سوى عراق ابن عباس به امام حسین‏ ـ علیه السلام ـ گفت اگر ناگزیر باید به این سفر بروید، دست کم این زنان و بچه‏ها را با خود نبرید. در این لحظه، حضرت زینب ـ ‏علیها السلام ـ خطاب به ابن عباس فرمود: ... سوگند به خدا از حسین جدا نخواهم شد، همراه او خواهم بود با او زندگى کرده و با او مى‏میرم. (1)

در روز عاشورا با ایثار چند برادر و فرزند و برادرزاده و... فداکارى در راه خدا را به حدى رساند که حتى ملکوتیان را به تعجب واداشت و از عصر عاشوراى سال شصت هجرى به بعد، رسالت پیام‏ رسانى خون شهیدان و سرپرستى و رهبرى اسیران نهضت عاشورا را بر عهده گرفت و لحظه‏اى از حمایت امام زین‏العابدین‏ ـ علیه السلام ـ غافل نشد و بارها در این سفر خوفناک، جان آن حضرت را از خطراتى که او را تهدید می‏کرد، نجات بخشید.

حضرت زینب با ایراد خطبه‏هاى آتشین، پایه کاخ‏هاى ستم بنى‏امیه را به لرزه درآورد و در یک کلام، با این کار همه تبلیغات و نقشه‏هاى دشمنان را خنثى و نفاق منافقان را رسوا کرد و غفلت غافلان را برطرف ساخت که اگر تلاش بى‏نظیر و فداکارى کامل زینب نبود، به یقین جریان کربلا را بنى امیه یا به فراموشى مى‏سپردند یا از مسیر حیات‏بخش خود منحرف مى‏کردند.

فضایل و اوصاف زینب ـ علیها السلام

حضرت زینب ـ ‏علیها السلام ـ به اعتراف همه تاریخ ‏نویسان، آراسته به همه فضایل و خصلت‏هاى والاى اخلاقى و الهى بودند و در سایه این کمالات، به مرتبه‏اى از منزلت انسانى دست ‏یافتند که شایستگى محرم راز الهى و امین ودایع امامت و ولایت‏ بودن را دست کم در بخشى از عمر شریفشان از آن خود اختصاص کردند. (2)

حضرت این کمالات را به برکت عنایات خاص الهى و پاکى سرشت و نحوه تربیت و پرورش در دامن پیامبر (ص) و فاطمه‏ (ع) و امیرالمؤمنین‏ ـ علیه السلام ـ و تلاش‏هایى که در راستاى کسب سجایاى اخلاقى و به جاى آوردن عبادات و فرامین الهى انجام داده بود، به دست آورد.

القابى که براى آن حضرت نقل شده، ‏به گوشه‏هایى از عظمت‏ شخصیت این بزرگ بانوى اسلام دلالت دارند. از جمله: عالمه غیر معلمه، نائبه الزهراء، عقیله النساء، الکامله، ولیدة الفصاحة، صدیقة الصغرى، معصومة الصغرى، صابرة محتسبه، بطلة کربلا، سلیلة الزهراء، امینة‏الله، محدثه، ناموس کبریا، قرة عین مرتضى، عقیلة بنى هاشم، محبوبة المصطفى، زاهده، عابده، نابغة الزهرا، سرّابیها و... همان‏ گونه که بیان شد، هر یک این لقب‏ها به گوشه کوچکى از فضیلت‏ها و اوصاف برجسته آن حضرت دلالت دارند؛ به عنوان نمونه، درباره برخى از این اوصاف و کمالات توضیح مختصرى در این بخش داده می شود:

1. خداشناسى و عرفان:

بى‏شک، همه کمالات آن حضرت در کل، علاوه بر بیان ابعاد شخصیت‏ بى‏نظیر این بانوى بزرگوار، به درجه بالاى عرفان و خداشناسى او دلالت دارد. اگر مرتبه توحیدش، نزدیک به مرتبه توحید حضرات معصومان نبود، هرگز نمى‏توانست‏ سکاندار توفان کربلا باشد.

هنوز کودکى بیش نبود که از پدر بزرگوارش على‏ ـ علیه السلام ـ پرسید: آیا مرا دوست دارى؟ حضرت فرمودند: بله دخترم؛ فرزندان ما پاره‏هاى جگرهاى ما هستند. آن‏گاه زینب ـ ‏علیها السلام ـ عرض کرد: محبت و خدا دوستى با حب فرزندان در قلب مؤمن چگونه جمع مى‏شود؟ اگر گریزى از این دو امر نیست، باید گفت: دوستى محض از آن خدا و مهرورزى براى فرزندان است. با این بیان، دختر زهرا علیها السلام کمال معرفت‏ خود را در توحید خالص به نمایش گذاشت.

در همان دوران کودکى حضرت زینب ـ ‏علیها السلام ـ ، پدر بزرگوارشان به او فرمود: دخترم! بگو: یک.
زینب گفت: یک. آن‏گاه على‏ ـ علیه السلام ـ فرمودند بگو: دو. در این لحظه حضرت زینب سکوت کردند. چون سکوت ایشان طول کشید،  پدر فرمودند: دخترم! چرا سکوت کردى؟ عرض کرد: پدر جان با زبانى که گفته‏ام یک، توان دو گفتن را ندارم. امیرمؤمنان على‏ ـ علیه السلام ـ از این پاسخ بسیار عمیق دخترشان خیلى خوشحال شدند و او را که در این حال طفلى بیش نبودند، مورد تفقد و محبت قرار دادند. (3)

2. علم و دانش:

براى شناخت مقام علمى حضرت زینب ـ ‏علیها السلام ـ مى‏توان به امور زیادى توجه و استناد کرد که از جمله آن‏هاست:

- خطبه‏هاى بسیار بلند و پرمحتوایى که از آن بانوى گرامى به جاى مانده است.

- به شهادت همه تاریخ نویسان در کوفه، ایشان کلاس‏هاى تفسیر و آموزش قرآن داشتند و زن‏هاى کوفه را با قرآن و احکام اسلامى آشنا مى‏ساختند.

- راویان بزرگى چون عبدالله بن عباس از او روایت‏هاى زیادى را نقل مى‏کند که از جمله این روایات است‏، خطبه تاریخى حضرت زهرا (ع). این در حالى است که زینب در زمان خوانده شدن این خطبه پنج‏ یا شش سال بیشتر نداشت و ابن عباس با این عبارت از آن حضرت در روایاتى که از او نقل مى‏کند، یاد کرده است: «حدثنى عقیلتنا زینب (4)؛بانوى فهیم و اندیشمند ما زینب بر من چنین روایت کردند. و برخى از او با تعبیر حبر و بحر یعنى سرشار از علم و دریاى علم یاد مى‏کنند. حتى زمانى که در مجلس یزید آن خطبه آتشین را بیان کردند، یزید درباره‏اش گفت: اینان خاندانى هستند که فصاحت و دانش و معرفت را از پیامبر به ارث برده‏اند و آن را با شیر مادر نوشیده‏اند. (5)

 و از شیخ صدوق روایت ‏شده است که زینب به جهت علم و دانش زیادى که داشت، از سوى امام حسین‏ ـ علیه السلام ـ نیابت ‏خاص داشت و مردم در مسائل شرعى (حلال و حرام) به ایشان رجوع مى‏کردند.

در یک مورد نقل شده است، روزى امام حسن و امام حسین‏ ـ علیهما السلام ـ درباره بعضى از سخنان پیامبر اکرم‏ ـ صلى الله علیه وآله ـ با هم گفت‏وگو مى‏کردند. حضرت زینب ـ ‏علیها السلام ـ وارد شدند و در بحث ایشان شرکت کردند و مسأله را با تمام صورى که داشت‏ با تفصیل تمام تبیین فرمودند.

حضرت امام حسن‏ ـ علیه السلام ـ وقتى این توانایى فوق‏العاده خواهر را دیدند، خطاب به او فرمودند: «انک حقا من شجرة النبوة و من معدن الرسالة...» (6) به راستى که تو از درخت نبوت و معدن رسالت هستى.

3. عبادت و بندگى:

هرچند سراسر زندگى حضرت زینب‏ ـ علیها السلام ـ براى حفظ و احیاى معارف اسلامى گذشت، که همه آن‏ها با هدف اطاعت از اوامر الهى انجام مى‏گرفت اما آن حضرت در عبادت به معنى خاص نیز از موقعیت‏ برجسته‏اى برخوردار بودند. در سخت‏ترین شرایط نیز به طور کامل به انجام وظایف عبادى اهتمام مى‏ورزیدند.

حضرت سجاد ـ علیه السلام ـ مى‏فرماید: عمه‏ام زینب در جریان حادثه کربلا با آن همه مشکلات حتى در شب عاشورا و شب یازدهم محرم نیز نماز شب را ترک نکردند. (7) امام حسین‏ ـ علیه السلام ـ به اندازه‏اى به خلوص و بندگى زینب اعتقاد داشتند که هنگام وداع خطاب به او فرمودند: یا اختاه لا تنسینى عند نافلة اللیل (8)؛ خواهرم مرا در نماز شب خود فراموش مکن.

باز امام سجاد ـ علیه السلام ـ مى‏فرماید: «عمه‏ام زینب در راه کوفه و شام، همواره نماز شب را به پا مى‏داشت. در برخى از منازل بین راه مى‏دیدم که او از فرط خستگى و رنجورى ناشى از آزار دشمن، نمازهایش را در حال نشسته مى‏خواند.» (9)

همه این وقایع، به خوبى از اهتمام کامل حضرت زینب به عبادات خبر مى‏دهد و درست‏ به دلیل برخوردارى از این ویژگى بوده که یکى از القاب آن حضرت «عابده آل على (ع)‏» انتخاب شده است.

4. شجاعت و شهامت:

برخورد حضرت زینب ـ ‏علیها السلام ـ در برابر دشمنان بسیار اعجاب‏انگیز است. وى با ستمگران با همه وجود به مبارزه برخاست، در حالى ‏که آنان در اوج عظمت و اقتدار بودند. خطبه بى‏نظیرى را در حضور دژخیمان ایراد نمود و شجاعت‏ بى‏مانندى را از خود به نمایش گذاشت.

یکى از نویسندگان در این‏ باره مى‏نویسد: برخورد و واکنش زینب در برابر دشمنان بسیار اعجاب‏انگیز است. آنان در حالى‏ که در اوج قدرت بودند، به تندى برخورد کرد. زینب شیرزنى از خاندان بنى هاشم است، آن‏ چنان با صداى بلند ندا سر داد که کاخ سلطنت امویان ستمگر و غاصب از جاى کنده شد و در مجلس یزید سفاک سخنرانى مهمى انجام داد که او و اطرافیانش را مفتضح نمود. (10)
 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1390 ساعت 4:5 توسط


سـلام بر گردانِ حنظله و کـانـالی کـه انتهـایش بـه بهشت ختـم شـد

مــن نمـی فهمم کـه رَمـل و مـاسه چیـست !

بـیـــن ابــــروهـــا ردِ قـنـــاســــه چیـســــت !

 

بیــائیـــد بعـــد از هــر آبِ خـُـنکـــی کــه مـی نــوشیـــم

بعــد از حسیـــن (ع)

بــه بچــه هــای گــردانِ حنظلـــه (کـــانــالِ کمیـــل) ســلام دهیـــم

 (مؤقعیـّـتِ کـانالِ کمیـل، منطقـه ای کـاملا" بکــر در دو کیلومتری فکّه)

 


ســاعتهــــای آخــر ِمقــاومــتِ بچــه هــا در کــانال ،

 بی سیــم چــیءِ گــردانِ حنظلــه ،

حــاج همــت را خــواســت .

حـاجی آمــد پــای بیسیـــم ،

صــدای ضعیــف و پــر از خش خش را از آن ســوی

خــط شنیــدیــم کـــه میگــویــد ،

بــاطــری بی سیــم دارد تمــام میشــود !

عــراقــی ها عـن قـریب مـا را خــلاص مــی کننـــد .

مــن هــم خـــداحـافظی میکنــم.

حـاج همـّـت کــه قــادر بــه شکستــن محــاصــرهء تیـپ هــای تــازه نـَـفَـس

دشمــن نبــود ، همــانطــور کــه بــه پهنــای صـورت اشک می ریخـت ،

گفــت : بـی سیــم را قــطع نکــن... حــرف بـزن..

هـر چــه دوســت داری بگــو ! فقــط تمـــاس خــودت را قطــع نکـــن !

صــدای بی سیــم چــی را شنیـــدم کــه مـی گفــت :

ســلام مــا را بــه امــام بـرســانیـــد . از قــولِ مــا بــه امــام بگــوئیــد ؛

همـــانطــور کـه فــرمــوده بــودیــد ؛حسیــن وار مقــاومت کــردیــم ،

مــانــدیــم و تــا آخــریــن نفــر جنگیدیــم...


شـایـــد بــرای اولیــن و آخــرین بـار

قتــله گــاهِ بچــه هــای گــردانِ حنظلـــه ،

روزی دلــم شـــد !

  وقتــی کــانال کمیــل را دیـدم تــو گــویی قتــله گــاست !

از همــانجــا ســـلام دادم ؛

اَلسَّــلَامُ عَلـَیــکَ یـَــا اَنصَــارَ اَبــی عَبــدِالله...

کــربـــلا ، کــربلا ، کــــربـــلا....

اگــر حسیـن مـا نبــود ، عشــق ایـن همــه زیبـا نبــود

چیــزی بــه نــامِ عــاشقـــی تــو سینــهء دنیـــا نبـــود.... 

صـــدای مـــداحــی شهــید سیـد مجتبــی علمــدار

حـال و هــوای کــانال را کــربــلایی تــر کــرده بــود :

بــر مشــامم میــرســد هــر لحظــــه بــوی کــربــلا

بـــــر دلـــم تــرســــم بمـــانـــــد آرزوی کــــربــــلا

تشــنهء آبِ فـــراتــــــم ای اَجــــل مهـــلت بـــــده

تــا بگیـــرم در بغـــــل ، قبـــر شهــیـــدِ کــــربــــــلا 

 بچــه هــای کــانالِ کمیــل ؛  

مـرا ببخشیــد اگر آنقــدر در پیـچ و خـم زندگـی گـم شـده ام

 کــه دیگــر شمــا را بــه خــاطـر نمــی آورم ....

خــداحــافظ  ای بــدنهــای پـاره پــاره ،

خــداحــافـظ ای لبهــای خشکیــده ،

 ای قمقــه هــای خــالی ،

خــدا حــافــظ ای مــردانِ بی ادعــا... !

 

پرستوی گمنام کانال کمیل شهید ابراهیم هادی

 

 

تهــیـه تصـاویــر و نـــوشتــه شـده تـوسطِ م.س.حسینـــی


+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1390 ساعت 3:26 توسط


حاج منصور نیز چندی پیش خطاب به دولت تاکید کرده بود که حمایت نیروهای متدین از شما تا وقتی است که در مسیر ولایت باشید.
دفتر رییس جمهور در پی انتقادات حاج منصور ارضی علیه مشایی به مراجع قضایی شکایت کرد.

به گزارش جهان این خبر را برخی رسانه ها منتشر کرده اند و تلاش کردند انتقادات حاج منصور ارضی را توهین به مشائی وانمود کنند.

گفتنی است مجموعه مداحان اهل بیت مشهور در تهران عملکرد مشائی و سخنان وی را مورد انتقاد جدی قرار داده اند.

حاج منصور نیز چندی پیش خطاب به دولت تاکید کرده بود که حمایت نیروهای متدین از شما تا وقتی است که در مسیر ولایت باشید.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390 ساعت 3:57 توسط


نکته جالب توجه در این مراسم ـ که به صورت اکران خصوصی برگزار شده بود ـ استقبال جالب توجه حضار از مضامین و مفاهیم فیلم بود که در گفت وگوی خبرنگار ما با چند تن از مهمانان، این نکته به روشنی آشکار بود؛ افزون بر اینکه بیشتر حضار با علاقه خاصی از بازیگران و کارگردان فیلم درباره برخی نکات فیلم به بحث نشسته و نسبت به پیام اصلی فیلم ابراز رضایت می کردند.
اخراجی های 3، آخرین ساخته مسعود ده نمکی، در حالی در صدر اکران های نوروزی است که می توان آن را واگویه ای از تراژدی اخلاق در جامعه سیاسی ایران نامید و جالب اینکه خود هم قربانی این دست بی اخلاقی ها شده است.

به گزارش «تابناک»، مسعود ده نمکی در این فیلم، رخدادهای انتخابات سال 88 را دستمایه فیلم خود قرار داده تا با زبانی طنز، تراژدی اخلاقی را در جامعه روایت کند که تاکنون هم اثرات مخرب آن در جامعه ایرانی دیده می شود.

بنا بر این گزارش، شب گذشته به همت انجمن معلولین و جمعی از جانبازان جنگ تحمیلی، جمع بسیاری ـ نزدیک به هزار نفر ـ از معلولین جسمی حرکتی و همچنین گروهی از جانبازان، در اعتراض به قاچاق اخراجی های 3 در سینما آفریقای تهران، واقع در خیابان حضرت ولیعصر(عج) گرد هم آمده و به نشانه اعتراض به این رفتار غیر اخلاقی و همدردی با عوامل فیلم، به دیدن آخرین اثر ده نمکی نشستند.

در این جمع فرهنگی که علاوه بر کارگردان اخراجی های3، برخی از بازیگران فیلم از جمله سید جواد هاشمی، محمدرضا شریفی نیا، حسام نواب صفوی، امین حیایی، رز رضوی و... حضور داشتند، محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام هم حضور یافت و در کنار این جمع به تماشای فیلم نشست.

نکته جالب توجه در این مراسم ـ که به صورت اکران خصوصی برگزار شده بود ـ استقبال جالب توجه حضار از مضامین و مفاهیم فیلم بود که در گفت وگوی خبرنگار ما با چند تن از مهمانان، این نکته به روشنی آشکار بود؛ افزون بر اینکه بیشتر حضار با علاقه خاصی از بازیگران و کارگردان فیلم درباره برخی نکات فیلم به بحث نشسته و نسبت به پیام اصلی فیلم ابراز رضایت می کردند.

گفتنی است، پس از رکورد شکنی دوباره اخراجی های 3 در همان روزهای اولیه دوره اکران خود، جریانی پشت پرده اقدام به تکثیر غیرمجاز این فیلم نمود که با وجود اینکه برخی عوامل این رفتار غیر اخلاقی شناسایی شده اند، ولی تاکنون هیچ کاری مبنی بر جلوگیری از فروش نسخه های قاچاق این فیلم در سطح شهر نشده و معلوم نیست چه کسانی و با چه هدفی در صدد ضربه زدن به این فیلم و کارگردان آن هستند!

تصاویر:


















+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم فروردین 1390 ساعت 20:30 توسط



سووال این است که آقای ابوترابی برای نسبت خلاف واقع به نظام و رهبر فرزانه انقلاب، چه پاسخی به افکار عمومی ارائه کرده است؟ آیا ایشان حاضر است مسوولیت هجوم سنگین و توقف ناپذیر تبلیغاتی و سیاسی دو جریان به اصطلاح اصولگرا و اصلاح طلب علیه رئیس جمهور و دولت مردمی ایشان را به خاطر آن خطای غیرقابل جبران بپذیرد؟
مشاور مطبوعاتی رئیس​جمهور بار دیگر افشای نامه خصوصی مقام معظم رهبری به رئیس​جمهور در خصوص برکناری رحیم​مشایی را غیرقانونی خواند.

علی​ اکبر جوانفکر در یادداشتی با عنوان «توهم» در سایت شخصی خود، با اشاره به برداشت یکی از سایت​ها از یکی از گفت​وگوهای نوروزی وی، نوشت: برخی از مدعیان اصولگرایی، با توسل به اقداماتی مجعول، صرفا مکنونات قلبی و تراوشات ذهن بیمار خود را بروز می​دهند و صد البته از این رهگذر، موفق به عملی کردن نیات ناصواب خود در تخریب ارتباط قلبی یا کاستن از ارادت عمیق و ریشه دار منسوبان دولت خدمتگزار به آن مراد عزیز و فرزانه نخواهند شد.

وی در بخش دیگری از این یادداشت نوشته است: اینجانب ضمن تاکید بر پایبندی کامل به ارزشها و اصول انقلاب که اصلاح طلبی متعهدانه نیز از خصوصیات آن است ، مراتب رویگردانی خود را از جریان به اصطلاح اصولگرایی مورد نظر یا اصلاح طلبی مورد حمایت آنها اعلام می دارم و بدون نفی تحزب ، تاکید می کنم که به هیچ حزب و جریان سیاسی دیگری نیز تعلق خاطر یا وابستگی ندارم.

بنده با ایمان راسخ به راه روشنی که در پیش گرفته ام ، همواره و به صورتی کاملا شفاف و گویا، مواضع و نظرات شخصی خود را در قبال مسائل و تحولات روز کشور مطرح کرده ام و مسوولیت اظهارات خویش را که در وبلاگ اینجانب منتشر شده است ، می پذیرم. در ارتباط با نامه رهبر فرزانه انقلاب به رئیس جمهور محترم نیز به صراحت تاکید کرده ام که اقدام غیرقانونی جناب آقای ابوترابی نایب رئیس محترم مجلس شورای اسلامی در علنی کردن این نامه و بیان سخنان خلاف واقع در این زمینه محکوم است و صد البته لازم است برای جلوگیری از تحریف تاریخ ، ابعاد این مساله هرچه بیشتر روشن شود و عوامل پشت پرده این ماجرا به افکار عمومی معرفی گردند.

در ادامه یادداشت جوانفکر می​خوانید: آقای ابوترابی سی ام تیرماه سال ۱۳۸۸، یعنی سه روز پس از نامه مقام معظم رهبری به رئیس جمهور چنین گفت: حذف رحیم مشایی از سمت‌های کلیدی و معاونت‌های رییس‌ جمهور تصمیم استراتژیک نظام است. نظر مقام معظم رهبری نیز مبنی بر کنار گذاشتن آقای رحیم مشایی از سمت‌های معاونت ریاست جمهور کتبا به رییس‌جمهور ابلاغ گردیده است.

رهبر فرزانه انقلاب چهار روز بعد در دیدار با شرکت کنندگان در مسابقات بین المللی قران کریم فرمودند: به کسى نباید بیهوده تهمت زد؛ انسان نباید کسى را به خاطر یک امر، از همه‏ى آن چیزهائى که صلاحیت محسوب می شود، نفى بکند. با انصاف باید بود و با انصاف باید عمل کرد و با انصاف باید حرف زد... اگر با کسى دشمنید، این دشمنى موجب نشود که نسبت به او بى‏انصافى و بى‏عدالتى کنید؛ حالا آن که دشمن هم نیست. بى‏عدالتى‏ها و بى‏انصافى‏ها را همه کنار بگذارند. هواى نفس را باید خیلى ملاحظه کرد. به خودمان در فریب خوردن از هواى نفس سوءظن داشته باشیم. در احساس تکلیف هم دقت بکنیم که قدم از دایره‏ى تکلیف آنطرف‏تر نباید گذاشت؛ زیاده‏روى نباید کرد.

سووال این است که آقای ابوترابی برای نسبت خلاف واقع به نظام و رهبر فرزانه انقلاب، چه پاسخی به افکار عمومی ارائه کرده است؟ آیا ایشان حاضر است مسوولیت هجوم سنگین و توقف ناپذیر تبلیغاتی و سیاسی دو جریان به اصطلاح اصولگرا و اصلاح طلب علیه رئیس جمهور و دولت مردمی ایشان را به خاطر آن خطای غیرقابل جبران بپذیرد؟ علنی کردن این نامه خصوصی، فرصت اخذ بهترین تصمیم ممکن برای اجرایی کردن نظر رهبر معظم انقلاب ، متناسب با مصالح و منافع نظام را از رئیس جمهور محترم سلب کرد اما در عین حال آقای احمدی نژاد با اجرای قانونمند آن نشان داد که هیچ اولویتی بالاتر از عمل به تکلیف شرعی و قانونی برای او وجود ندارد. چگونه است که افرادی در داخل کشور ، چشم بر این همه تعهد و تدین رئیس جمهور بسته اند و همچنان به تلاش بی ثمر خود برای به چالش کشیدن او و همکارانش استمرار می بخشند؟!

مشاور مطبوعاتی رئیس جمهور در پایان این یادداشت نوشته است: یکبار دیگر خود و سایرین را به تامل در رهنمودهای حکیمانه رهبر معظم انقلاب در ۲۹ شهریور ماه سال ۱۳۸۸ فرا می خوانم: من به هیچوجه با تبدیل فضاى جامعه به فضاى سوءظن و بدگمانى موافق نیستم. این عادات را از خودمان باید دور کنیم... این چیز خوبى نیست؛ دل ما و فضاى زندگى ما را ظلمانى میکند. تهمت زدن، دیگران را متهم کردن به شایعات و خیالات ، اشاعه گناه است.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم فروردین 1390 ساعت 20:22 توسط


مدتي است كمردردم تشديد شده و عواملي كه مرا ناراحت و عصبي مي‌كند، دردم را تشديد مي‌كند. در كميسيون تلفيق بعضاً حرفهايي زده مي‌شود و احكامي تصويب مي‌شود كه نمي توانم ساكت بنشينم و ناخودآگاه عصبي مي‌شوم و درد كمرم تشديد مي شود.

                
بررسي هاي در مركز پژوهش هاي مجلس و همين طور مشاهدات عيني ما نشان مي دهد كه اختلاف طبقاتي در كشور نسبت گذشته بيشتر شده و تجمل گرايي و ثروت اندوزي به يك آفت اجتماعي و اپيدمي تبديل شده است.

به گزارش الف، رئيس مركز پژوهش هاي مجلس شوراي اسلامي با بيان اينكه حد ثروت در اسلام كمي نيست، بلكه كيفي و ناشي از اخلاق و جو عمومي است گفت: در گذشته، روحيه انقلابي و اخلاق اسلامي مانع از تجمل گرايي و ثروت اندوزي مي شد، اما امروزه رسانه هاي جمعي بجاي ترغيب مردم به ساده زيستي و قناعت، تجمل گرايي و مصرف بيشتر را ترويج مي كنند كه اين امر در بلند مدت اقتصاد كشور را با چالش روبرو خواهد ساخت.

دكتر احمد توكلي در گفت و گو با برنامه زنده باشما، از شبكه يك عنوان كرد: بررسي هاي در مركز پژوهش هاي مجلس و همين طور مشاهدات عيني ما نشان مي دهد كه اختلاف طبقاتي در كشور نسبت گذشته بيشتر شده و تجمل گرايي و ثروت اندوزي به يك آفت اجتماعي و اپيدمي تبديل شده است.

وي با اذعان به اينكه نظام اخلاقي در ميان ثروتمندان كشور بسيار ضعيف شده خاطرنشان كرد، تاكيد اسلام بر خمس زكات و انفاق نيز به اين دليل است كه ثروت در يك جا متمركز نگردد، بلكه در جامعه توزيع شود و عدالت را برقرار سازد. درحاليكه امروز مي بينيم اخلاق ناصحيح كسب و كار در نزد ثروتمندان به ديگر گروه هاي جامعه نيز سرايت كرده و نظام اخلاقي آن ها را نيز تضعيف كرده تا جايي كه حتي احكام اسلامي هم به درستي اجرا نمي شود.

توكلي با بيان اين مطلب كه اسلام از يك سري اعتقادات، احكام، و يك سري مسائل اخلاقي تشكيل شده تصريح كرد: اگر در حوزه قانون گذاري قانوني با احكام شرعي مغايرت داشته باشد، شوراي نگهبان جلوي تصويب آن را مي گيرد اما اگر قانوني با اخلاق اسلامي مغايرت داشته باشد، شوراي نگهبان وظيفه قانوني براي جلوگيري از تصويب آن را ندارد كه اين يك مشكل اساسي است و از اين رو امروز در كشور شاهد افزايش رفتارهاي فرهنگي غير اسلامي و ايجاد فضاي كسب و كار ناسالم هستيم.

دكتر توكلي، با تقبيح فخرفروشي به ثروت و تجمل گرايي گفت: فخر ورزيدن به ثروت و تجملگرايي، الگوي مصرف در كشور را تغيير مي دهد، به گونه اي كه منابع ملي كه بايد صرف توليد كالاهاي ضروري شود، به توليد كالاهاي لوكس اختصاص ميابد. درنتيجه اين اتفاق قيمت نسبي كالاهاي مورد نياز عامه مردم افزايش يافته و قدرت خريد مردم نيز كاهش ميابد.

توكلي هم چنين در جواب يكي از بينندگان اين برنامه تلويزيوني كه نظر وي به عنوان یک مازندرانی درباره سریال پایتخت که را پرسيده بود گفت: من فقط چند قسمت آنرا ديدم و به نظرم سريال خوب و جالبي بود و نشان مي‌داد با وجود همه سختي‌ها، يك خانواده ايراني مي‌تواند شاد باشد و از ساير اعضاي خانواده حمايت كند.

توكلي گفت: من تعجب كردم كه چرا برخي مازندراني‌ها ناراحت شدند. اين سريال اتفاقاً به درستي روحيه خانم‌هاي مازندراني را نشان داد كه چقدر براي خانواده فداكاري مي‌كنند و چقدر با درايت در خدمت اقتصاد خانواده هستند. همين طور روحيه خدمت به پدر و مادر را در اين مردم مهربان به خوبي نشان داد. مجموعاً به عنوان يك مازندراني پيام‌هاي اقتصادي و فرم و بازي‌هاي سريال پايتخت را پسنديدم و به مجموعه عوامل آن خسته نباشيد مي‌گويم.

رئيس مركز ژ‍وهش هاي مجلس در جواب اين سوال كه با توجه به اینکه لایحه بودجه ۹۰ هم اينك در کمیسیون تلفیق در حال بررسی است چرا شما در کمیسیون تلفیق نیستید؟ پاسخ داد: از ابتداي تشكيل كميسيون تلفيق بودجه ۹۰ فقط دوبار در آن شركت كرده‌ام. يكبار در اسفند ماه بود و يكبار هم امروز كه هر كدام دقايقي بيشتر طول نكشيد و به روح و جسمم آسيب زد و به ناچار كميسيون را ترك كردم. مدتي است كمردردم تشديد شده و عواملي كه مرا ناراحت و عصبي مي‌كند، دردم را تشديد مي‌كند. در كميسيون تلفيق بعضاً حرفهايي زده مي‌شود و احكامي تصويب مي‌شود كه نمي توانم ساكت بنشينم و ناخودآگاه عصبي مي‌شوم و درد كمرم تشديد مي شود. همين امروز براي اولين بار در سال جديد لنگان لنگان به كميسيون رفتم و در بررسي يك پيشنهاد تغيير قانون برنامه پنجم مجبور شدم درباره همين قانوني كه دو سه ماه پيش تصويب كرده‌اند تذكراتي بدهم. با ناراحتي گفتم: توليدكننده بيچاره اين كشور با اين همه تغيير غيرقابل پيش بيني قانون چه خاكي به سرش بكند؟ چرا به مصوبه ۲-۳ ماه پيش خود پاي بند نيستيد؟ آيا در كشوري كه قوانين اينقدر بي ثبات هستند، كسي سرمايه‌گذاري خواهد كرد؟ در اين وضعيت جسمي نمي‌توانم متاسفانه در اين كميسيون شركت كنم.

گفتني است تا ساعاتي ديگر متن كامل صحبت ها و نيز ويديوي اين گفت و گوي تلويزيوني در همين صفحه براي كاربران گرامي قابل مشاهده خواهد بود.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم فروردین 1390 ساعت 20:5 توسط



ای آب نـدیـده ، آبـی شــده هــا
بـی جبهــه و جنـگ ،
انقــلابی شــده هــا
مــدیون شبِ حملهء جـانبازانید
ای بر ســر سفـره ،
آفتــابی شــده هــا

همه پست‌های بقایی در دولت

با انتصاب حمید بقایی معاون رئیس جمهور در سازمان میراث فرهنگی و گردشگری به عنوان معاون اجرایی احمدی نژاد و سرپرست نهاد ریاست جمهوری، معاونت اجرایی رئیس جمهور احیا و بار مسئولیت معاون اول رئیس جمهور سبک شد.

به گزارش خبرنگار مهر، محمود احمدی نژاد طی حکمی شنیده های چند ماه اخیر مبنی بر عزیمت حمید بقایی از ساختمان میراث فرهنگی در جیحون به خیابان پاستور را محقق و با حفظ سمت های دیگر، بقایی را به عنوان معاون اجرایی رئیس جمهور و سرپرست نهاد ریاست جمهوری منصوب کرد.

حمید بقایی که در دولت نهم عنوان قائم مقامی ریاست سازمان میراث فرهنگی و گردشگری را داشت و بلافاصله پس از آغاز دولت دهم معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری شد، قبلا در رادیو تهران مسئول سایت  و سپس در سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران رئیس دفتر مشایی بود.

وی هم اکنون معاون رئیس جمهور در سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ، دبیری «شورای عالی مناطق آزاد کشور و ویژه اقتصادی»، مشاورت ویژه رئیس جمهور در امور آسیا و عضویت در کارگروه ترانزیت وزارت راه و ترابری را به عهده دارد و این بار علاوه بر مشاغل فوق از سوی محمود احمدی نژاد به سمت معاون اجرایی و سرپرست نهاد ریاست جمهوری برگزیده شده است.


تغییرات جدید در دولت

بحث دیگری که با حضور بقایی در ریاست جمهوری تقویت شده موج جدیدی از تغییرات است که با احیا معاون اجرایی رئیس  جمهور کلید می خورد.

معاونت اجرایی پست جدیدی بود که پس از دولت نهم ایجاد شده و بعد از آنکه سعید لو نتوانست رای اعتماد مجلس هفتم را برای تصدی پست وزارت نفت بدست آورد در این پست گمارده شد.

او در این مقطع تولیت نهاد ریاست جمهوری را به عهده داشته و در کنار آن برنامه های سفر استانی را ساماندهی می کرد. در مقطع معاونت اجرایی ریاست جمهوری دو دوره از سفرهای استانی برگزار شده و در عین حال امورات نهاد ریاست جمهوری از سوی سعید لو پیگیری می شد.

با روی کار آمدن دولت دهم اما این پست کنار گذاشته شد و بخشی از آن که در حیطه امورات نهاد بود به رئیس دفتر رئیس جمهور تفویض و بخشی دیگر که درحوزه سفرهای استانی بود به معاون اول موکول شد.

حال با انتصاب معاون اجرایی هم بخشی از وظایف معاون اول رئیس جمهور سبک شده و هم رئیس دفتر رئیس جمهور از امورات نهاد ریاست جمهوری فارغ می شود.

به نظر می رسد با نزدیک شدن به  پایان دور سوم سفرهای استانی (تنها سفر به کردستان ، سیستان و بلوچستان و قم باقی مانده است) و آغاز دور چهام این سفر ها که کیفیت متفاوتی با دور سوم سفرهای استانی دارد، حضور معاون اجرایی لازم دیده شده است.

ضمنا حضور فردی برای این پست فراموش شده برخی اخبار را تقویت و در خصوص جابجایی‌ تعدادی از مسئولین دولتی را تسهیل می کند. 

اما فرجام سخن اینکه دولت در روزهای آینده تحولات زیادی را پیش رو خواهد داشت و باید سازمانی را که سعید لو معاون اجرایی سابق ریاست آن را به عهده داشت با سازمان ملی جوانان آمیخته و وزارت ورزش و جوانان را تاسیس کند.

از سوی دیگر نیز پس از گذشت دو ماه و اندی هنوز متولی دو وزارت خانه زیر بنایی مسکن و راه مشخص نشده و دولت تنها چند روز برای ادغام این دو وزارت خانه و یا معرفی وزیر جدید برای وزارت راه و ترابری فرصت دارد.

وقوع این دو اتفاق در کنار تحولاتی که حضور بقایی در پاستور بوجود خواهد آورد موجی از تغییرات را در دولت به دنبال می آورد.

حال سوال پایانی در این جاست که آیا انتصاب حمید بقایی به معاونت اجرایی رئیس جمهور با طیف گسترده ای از فعالیت هایش راه گشای دولت خواهد شد یا اینکه انتخاب مذکور با تحولات آینده دولت حلقه مفقوده اجرای تکالیف را نشان داده و گامی در جهت پیشرفت دولت می شود. 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم فروردین 1390 ساعت 19:56 توسط


رهبر گفت:ما با وزار و فرماندهان کشور جلسه داشتیم برای بررسی وضعیت حجاب شما به دانشگاه‌ها، بانک‌ها و بیمارستان‌ها سر بزنید ببینید کجا کار فرهنگی شده است.
سيل بي حجابي در جامعه
وی گفت: بدحجابی و بی‌حجابی در کشور بعد سیاسی و تخریبی پیدا کرده است و راهی برای مقابله با نظام شده است.
سیلی از بی حجابی در جامعه به راه افتاده است که اگرجلوی آن گرفته نشود وضعیت موجود از این هم بدتر خواهد شد.


به گزارش شفاف، محمد تقی رهبر عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی با انتقاد از وضعیت حجاب در کشور  گفت: وضعیت حجاب نسبت به گذشته هیچ فرقی نکرده است حتی می‌توانم بگویم یک مقدار ناهنجاری‌ها هم بیشتر شده است.

رهبر با انتقاد از عملکرد دولت در زمینه حجاب افزود: دولت چکار کرده است؟ تنها حرفی که آقایان زدند این بود که باید کار فرهنگی انجام شود اما ما کار فرهنگی آنچنانی هم از آقایان ندیدیم. ما به کار فرهنگی اعتقاد داریم اما هم کار فرهنگی لازم است و هم باید برخورد شود اگر منکر در جامعه ، منکر است پس علاوه بر کار فرهنگی کار اجرایی هم انجام دهید.

نماینده مردم اصفهان در مجلس شورای اسلامی ادامه داد:دولت نگاهی دارد که از طرف علما و روحانیون بسیار مورد اعتراض قرار گرفته است اما متاسفانه دولت به آنها اهمیتی نداد. این درست است که نگاه باید فرهنگی باشد اما تنها فرهنگ نمی‌تواند مشکلات جامعه را کاهش دهد.

وی تصریح کرد:دولت در مورد عفاف و حجاب هیچ کاری انجام نداده است و تمام تظاهرات و تجمعات مردم و اعتراض روحانیون را نادیده گرفتند.

رهبر گفت:ما با وزار و فرماندهان کشور جلسه داشتیم برای بررسی وضعیت حجاب شما به دانشگاه‌ها، بانک‌ها و بیمارستان‌ها سر بزنید ببینید کجا کار فرهنگی شده است.

وی با اشاره به فعالیت های خودجوش طلاب در زمینه حجاب گفت: طرح ریحانه النبی هم که در مدارس راه اندازی شد از سوی طلاب قم بود که وزارت کشور هم در حد جزیی حمایت‌هایی از آن طرح انجام داد.

وی گفت: بدحجابی و بی‌حجابی در کشور بعد سیاسی و تخریبی پیدا کرده است و راهی برای مقابله با نظام شده است.

عضو جامعه روحانیت مبارز در ادامه گفت: نمایشگاه‌هایی هم که در خصوص لباس برگزار شد به درد محل‌های کارنمی‌خورد. آقای وزیر گفته بودند که ۵ میلیارد برای ساماندهی لباس در اختیار داریم اما این نمایشگاه‌هایی هم که برگزار شد طبق نظر کارشناسان هیچ بازدهی‌ای نداشت و در حد مد امروز هم نبود.

رهبر اظهار داشت: قانون ساماندهی عفاف و حجاب در مجلس هفتم مصوب شد و چند وزارت خانه مسوول شدند، حال دولت بگوید بعد از ۴، ۵ سال چه کرده است؟ اهتمامی روی این مساله نبوده است.حاکمیت مسوول امر به معروف و نهی از منکر است.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم فروردین 1390 ساعت 19:54 توسط


این بدان معنی است که در عمل، حافظه کوتاه‌مدت شما از هفت مورد به هشت مورد گسترش می‌یابد. با این وجود، تاثیر این گسترش بر روی فهم و درک انسان بسیار مورد بحث است.

حافظه کوتاه‌مدت سنگ بنای تمام توانایی‌های ادراکی انسان محسوب می‌شود. اما علی‌رغم اهمیت آن، تلاش دانشمندان برای بهبود و گسترش آن به موفقیت چشمگیری نرسیده است. آیا راهی برای بهبود و تقویت آن وجود دارد؟

مهم نیست که شما چقدر در یادگیری یک زبان خارجی یا یک درس خاص مهارت دارید، چرا که اغلب ما در به یادآوردن مسائلی مانند ترتیب کارهایی که در یک مهمانی انجام داده‌ایم، دچار مشکل می‌شویم. دلیل این مساله این است که حافظه کوتاه‌مدت و فعال ما در هر زمان، تنها می‌تواند بین پنج تا هفت قطعه اطلاعات را در خود نگهداری کند. این محدودیت، بسیاری از کارهایی را که شما می‌خواهید با ذهن خود انجام دهید تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. بنابراین اگر بتوان به نحوی بر این مشکل غلبه کرد، بسیار عالی خواهد شد.

به گزارش نیوساینتیست، متاسفانه تلاش‌های گذشته متخصصان علوم شناختی برای افزایش حافظه کوتاه‌مدت افراد با شکست مواجه شده است. دانشمندان به افرادی که در آزمایش‌ها شرکت می‌کردند استراتژی‌های خاصی مانند تکرار کردن یک رشته از اعداد را آموزش می‌دادند. اگرچه این آموزش‌ها باعث می‌شد تا کارایی آنها در یکسری از وظایف ساده و خاص بهبود یابد، اما در سایر مسائل تفاوتی در توانایی آنها ایجاد نمی‌کرد.

با توجه به شکست‌های گذشته، محققان اکنون تاثیر کارهایی با متغیرهای بیشتر و دشوارتر را آزمایش می‌کنند. برای مثال، جیسون چین از دانشگاه تمپل پنسیلوانیا، از نرم‌افزاری استفاده می‌کند که از افراد می‌خواهد تا ‌همزمان با پاسخگویی به سوالاتی درباره یک رشته جملات متوالی، آخرین لغت هر جمله را به یاد آورند.

با توجه به اینکه توسعه میان‌برهای هوشیاری برای مواجهه با دو منبع اطلاعاتی متضاد بسیار دشوار است، بنابراین مغز مجبور می‌شود تا تغییرات طولانی‌مدت‌تری را ایجاد کند. محققان تصور می‌کنند که این تغییرات سپس شما را قادر می‌سازند تا در سایر وظایف ذهنی، عملکرد بهتری داشته باشید.

تکنیک‌های جدید عموما باعث می‌شوند تا پس از گذراندن یک دوره آموزشی پنج هفته‌ای، محدوده حافظه فعال شما به میزان 15 درصد افزایش یابد. این بدان معنی است که در عمل، حافظه کوتاه‌مدت شما از هفت مورد به هشت مورد گسترش می‌یابد. با این وجود، تاثیر این گسترش بر روی فهم و درک انسان بسیار مورد بحث است.

برخی از محققان شک دارند که یک حافظه کوتاه‌مدت بهتر بتواند در سایر حوزه‌های ادراکی به انسان کمک کند. اما سایر محققان به این نکته اشاره می‌کنند که حافظه کوتاه‌مدت، سنگ‌بنای توانایی‌های ادراکی ما را، از استدلال منطقی و ریاضی گرفته تا مهارت‌های کلامی و درک مطلب پی‌ریزی می‌کند. علاوه بر آن، مطالعات فراوانی وجود دارد که نشان می‌دهد این مهارت‌های ذهنی، با آموزش‌های حافظه کوتاه‌مدت بهبود می‌یابند.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم فروردین 1390 ساعت 19:42 توسط


رئیس جمهور برای نخستین بار و رسمی، از نام «دولت انتظار» استفاده کرد. این در حالی است که دولت نهم و دهم، به دولت «عدالت» و «مهر ورز» معروف بودند.

به گزارش خبرآنلاین، محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهور در احکام جداگانه‌ای، حمید بقایی، رئیس سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی را با حفظ سمت به عنوان معاون امور اجرایی رئیس جمهور و سرپرست نهاد منصوب کرد.

در حکم انتصاب حمید بقایی به عنوان معاون اجرایی دولت آمده است: «در دولت انتظار، انتظار این است که با پشتیبانی موثر، نظارت اجرایی بر برنامه‌های سازندگی، به ویژه طرح‌ها و پروژه‌های اصلی و بزرگ کشور و کوتاه کردن زمان و مسیر اجرا و کاهش هزینه‌ها، در جهت تأمین حداکثری منافع ملی و رضایت مردم عزیز در شهرها و روستاها اقدام لازم را به عمل آورید.»

در ادامه این دست نوشته رئیس جمهور نیز می​خوانیم: «رجاء واثق دارم که توجهات حضرت ولی عصر(عج) و عنایات خاصه حضرت ایشان مثل همیشه، توفیقات الهی را برای جنابعالی و دیگر همکاران تضمین خواهد کرد».

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم فروردین 1390 ساعت 19:41 توسط


يكي از اموري كه در روايات بر آن تأكيد شده، تلاش براي جلب خشنودي امام زمان(ع) و دوري از خشم و ناخرسندي آن حضرت است. پرسشي كه در اينجا مطرح مي‌شود اين است كه چگونه مي‌توان خشنودي آن امام را به دست آورد.


براي روشن‌تر شدن موضوع، خوب است كه نگاهي داشته باشيم به يكي از اين يادگاري‌هاي گرانقدر امام عصر(ع)؛1 يعني دعاي معروفي كه با جملة «اللّهم ارزقنا توفيق الطّاعة...» شروع مي‌شود و در اوايل «مفاتيح الجنان» نيز آمده است.


در اين دعاي كوتاه و مختصر امام مهدي(ع) همة آنچه را كه شايسته است ما خود را بدان‌ها آراسته يا از آنها پيراسته سازيم در قالب درخواست از خدا بيان كرده و به صورت غير مستقيم به ما فهمانده‌اند كه به عنوان حجّت خدا، چه انتظاري از ما دارند و چگونه شيعه‌اي را براي خود مي‌پسندند. با هم قسمت‌هايي از اين دعا را مي‌خوانيم:


«اللّهمّ ارزقنا توفيق الطّاعة و بعد المعصية و صدق النيّة و عرفان الحرمة و أكرمنا بالهديٰ و الإستقامة و سدّد ألسنتنا بالصّواب و الحكمة و املأ قلوبنا بالعلم و المعرفة و طهّر بطوننا عن الحرام و الشّبهة و اكفف أيدينا عن الظّلم و السّرقة و اغضض أبصارنا عن الفجور و الخيانة و اسدد أسماعنا عن اللّغو و الغيبة؛2


بار خدايا! توفيق فرمان‌برداري، دوري از گناهان، درستي و پاكي نيّت و شناخت حرام‌ها را، روزي ما فرما؛ و ما را به راهنمايي و پايداري گرامي دار و زبان ما را در درست‌گويي و گفتار حكيمانه استوار ساز و دل ما را از دانش و معرفت سرشار كن و درون ما را از حرام و مال شبهه‌ناك پاكيزه گردان و دست ما را از ستم‌گري و دزدي بازدار و چشم ما را از فجور و خيانت بپوشان و گوش ما را از شنيدن سخن بيهوده و غيبت بربند و...»


در ادامة اين دعا، امام عصر(ع) صفات و ويژگي‌هايي را كه شايستة عالما، دانش‌پژوهان، پيران، جوانان، زنان، توانگران، تنگ‌دستان، جنگ‌جويان، حكم‌رانان و... است بر مي‌شمارند و از خداوند مي‌خواهند كه به هر يك از اين گروه‌ها و اقشار اجتماعي صفات و ويژگي‌هايي را كه شايستة آنهاست عطا فرمايد.
ماهنامه موعود شماره 104

پي‌نوشت‌ها:

1. براي مطالعة سخنان امام عصر(ع) ر.ك: محمّد خادمي شيرازي، تحفة امام مهدي(ع)، نشر موعود عصر(عج)؛ جواد قيومي اصفهاني، صحيفـ[ المهدي(ع)؛ سيّد مرتضي مجتهدي، صحيفة مهديه؛ الشيخ محمّد الغروي، المختار من الإمام المهدي، 3 ج.
2. قمي، شيخ عبّاس، مفايتح الجنان، دعاي امام زمان(ع).

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم فروردین 1390 ساعت 19:37 توسط


صدای شیعه: آيت‌الله ميرزا احمد سيبويه در 20 ربيع‌الثاني 1337 قمري در کربلا به دنيا آمد و در خانه‌اي پر از نور علم و حديث و معنويت تربيت يافت. وي پس از خواندن دروس مقدماتي و ادبيات، سطوح را نزد پدر و عمويش مرحوم حاج شيخ محمد‌علي سيبويه از علماي کربلا، فرا گرفت و سطوح نهايي و خارج فقه را از مرحوم علامه فقيه و حاج شيخ يوسف بيارجمندي شاهرودي که از مجتهدين و علما مبارز کربلا بود، آموخت.
وي در سال 1400 قمري برابر با 1359 شمسي از طرف دولت بعث عراق تسفير و به ايران رانده شد؛ پس از ورود به تهران به اقامه جماعت، ترويج دين، تبليغ احکام و ذکر مصائب خاندان رسالت به خصوص سالار شهيدان حضرت اباعبدالله‌الحسين (ع) مشغول بود و مخلصانه اين وظيفه را ايفا کرد. از اين رو اثر عميقي در مستمعين و شنوندگان خود مي‌گذاشت.
قبر مبارک آيت‌الله ميرزا احمد سيبويه (ره) در حرم حضرت معصومه (س) کنار قبر شهيد مفتح است و هر هفته متوسلين به حضرت عباس (ع) در آنجا مجلس روضه برپا مي‌کنند.
انتشار اين مطلب به بهانه انتشار فايل صوتي سخنان آيت‌الله سيبويه با موضوع «دوستي خدا» در پايگاه اطلاع‌رساني مؤسسه تبليغ و انفاق امام زمان (ع) است. گوشه‌اي از نظرات آيت‌الله ميرزا احمد سيبويه در خصوص «دوستي با خدا» را مي‌خوانيم.

* قلب بيش از عمل بدون خضوع انسان را به خدا نزديک مي‌کند

خوشا به حال کسي که به خدا نزديک باشد؛ نزديک يعني اينکه او بدن، حرف، دل و عمل صالحش به خدا نزديک است. امام جواد (ع) در اين باره مي‌فرمايد: «القصد الي الله تعالي بالقلوب أبلغ من إتعاب الجوارح بالأعمال»؛ «با دل‌ها به سوي خداوند متعال آهنگ نمودن، رساتر از به زحمت انداختن اعضا با اعمال است» (مسند الامام الجواد، ص 244) يعني که انسان با دلش به خدا توجه کند. اين انسان وقتي که در رختخواب خوابيده دلش پيش خداست، اما به قلب. اين حالت انسان را بيشتر به خدا مي‌رساند نسبت به کسي که اعضا و جوارحش و خودش را خسته کند، مرتب نماز بخواند و رکوع و سجود انجام دهد، در حالي که دلش جاي ديگري باشد.
قرآن مي‌فرمايد: «بسم‌الله الرحمن الرحيم، قد افلح المؤمنين، الذين هم فى صلاتهم خاشعون» خشوع در پيشگاه حضرت احديت. آقاي شيخ عبدالکريم يزدي حائري، آنقدر متواضع بود که آن مرجعيت و زعامت، او را عوض نکرده بود. مولا بايد اينجور باشد که
صدای شیعه: آيت‌الله ميرزا احمد سيبويه در 20 ربيع‌الثاني 1337 قمري در کربلا به دنيا آمد و در خانه‌اي پر از نور علم و حديث و معنويت تربيت يافت. وي پس از خواندن دروس مقدماتي و ادبيات، سطوح را نزد پدر و عمويش مرحوم حاج شيخ محمد‌علي سيبويه از علماي کربلا، فرا گرفت و سطوح نهايي و خارج فقه را از مرحوم علامه فقيه و حاج شيخ يوسف بيارجمندي شاهرودي که از مجتهدين و علما مبارز کربلا بود، آموخت.
وي در سال 1400 قمري برابر با 1359 شمسي از طرف دولت بعث عراق تسفير و به ايران رانده شد؛ پس از ورود به تهران به اقامه جماعت، ترويج دين، تبليغ احکام و ذکر مصائب خاندان رسالت به خصوص سالار شهيدان حضرت اباعبدالله‌الحسين (ع) مشغول بود و مخلصانه اين وظيفه را ايفا کرد. از اين رو اثر عميقي در مستمعين و شنوندگان خود مي‌گذاشت.
قبر مبارک آيت‌الله ميرزا احمد سيبويه (ره) در حرم حضرت معصومه (س) کنار قبر شهيد مفتح است و هر هفته متوسلين به حضرت عباس (ع) در آنجا مجلس روضه برپا مي‌کنند.
انتشار اين مطلب به بهانه انتشار فايل صوتي سخنان آيت‌الله سيبويه با موضوع «دوستي خدا» در پايگاه اطلاع‌رساني مؤسسه تبليغ و انفاق امام زمان (ع) است. گوشه‌اي از نظرات آيت‌الله ميرزا احمد سيبويه در خصوص «دوستي با خدا» را مي‌خوانيم.

* قلب بيش از عمل بدون خضوع انسان را به خدا نزديک مي‌کند

خوشا به حال کسي که به خدا نزديک باشد؛ نزديک يعني اينکه او بدن، حرف، دل و عمل صالحش به خدا نزديک است. امام جواد (ع) در اين باره مي‌فرمايد: «القصد الي الله تعالي بالقلوب أبلغ من إتعاب الجوارح بالأعمال»؛ «با دل‌ها به سوي خداوند متعال آهنگ نمودن، رساتر از به زحمت انداختن اعضا با اعمال است» (مسند الامام الجواد، ص 244) يعني که انسان با دلش به خدا توجه کند. اين انسان وقتي که در رختخواب خوابيده دلش پيش خداست، اما به قلب. اين حالت انسان را بيشتر به خدا مي‌رساند نسبت به کسي که اعضا و جوارحش و خودش را خسته کند، مرتب نماز بخواند و رکوع و سجود انجام دهد، در حالي که دلش جاي ديگري باشد.
قرآن مي‌فرمايد: «بسم‌الله الرحمن الرحيم، قد افلح المؤمنين، الذين هم فى صلاتهم خاشعون» خشوع در پيشگاه حضرت احديت. آقاي شيخ عبدالکريم يزدي حائري، آنقدر متواضع بود که آن مرجعيت و زعامت، او را عوض نکرده بود. مولا بايد اينجور باشد که
صدای شیعه: آيت‌الله ميرزا احمد سيبويه در 20 ربيع‌الثاني 1337 قمري در کربلا به دنيا آمد و در خانه‌اي پر از نور علم و حديث و معنويت تربيت يافت. وي پس از خواندن دروس مقدماتي و ادبيات، سطوح را نزد پدر و عمويش مرحوم حاج شيخ محمد‌علي سيبويه از علماي کربلا، فرا گرفت و سطوح نهايي و خارج فقه را از مرحوم علامه فقيه و حاج شيخ يوسف بيارجمندي شاهرودي که از مجتهدين و علما مبارز کربلا بود، آموخت.
وي در سال 1400 قمري برابر با 1359 شمسي از طرف دولت بعث عراق تسفير و به ايران رانده شد؛ پس از ورود به تهران به اقامه جماعت، ترويج دين، تبليغ احکام و ذکر مصائب خاندان رسالت به خصوص سالار شهيدان حضرت اباعبدالله‌الحسين (ع) مشغول بود و مخلصانه اين وظيفه را ايفا کرد. از اين رو اثر عميقي در مستمعين و شنوندگان خود مي‌گذاشت.
قبر مبارک آيت‌الله ميرزا احمد سيبويه (ره) در حرم حضرت معصومه (س) کنار قبر شهيد مفتح است و هر هفته متوسلين به حضرت عباس (ع) در آنجا مجلس روضه برپا مي‌کنند.
انتشار اين مطلب به بهانه انتشار فايل صوتي سخنان آيت‌الله سيبويه با موضوع «دوستي خدا» در پايگاه اطلاع‌رساني مؤسسه تبليغ و انفاق امام زمان (ع) است. گوشه‌اي از نظرات آيت‌الله ميرزا احمد سيبويه در خصوص «دوستي با خدا» را مي‌خوانيم.

* قلب بيش از عمل بدون خضوع انسان را به خدا نزديک مي‌کند

خوشا به حال کسي که به خدا نزديک باشد؛ نزديک يعني اينکه او بدن، حرف، دل و عمل صالحش به خدا نزديک است. امام جواد (ع) در اين باره مي‌فرمايد: «القصد الي الله تعالي بالقلوب أبلغ من إتعاب الجوارح بالأعمال»؛ «با دل‌ها به سوي خداوند متعال آهنگ نمودن، رساتر از به زحمت انداختن اعضا با اعمال است» (مسند الامام الجواد، ص 244) يعني که انسان با دلش به خدا توجه کند. اين انسان وقتي که در رختخواب خوابيده دلش پيش خداست، اما به قلب. اين حالت انسان را بيشتر به خدا مي‌رساند نسبت به کسي که اعضا و جوارحش و خودش را خسته کند، مرتب نماز بخواند و رکوع و سجود انجام دهد، در حالي که دلش جاي ديگري باشد.
قرآن مي‌فرمايد: «بسم‌الله الرحمن الرحيم، قد افلح المؤمنين، الذين هم فى صلاتهم خاشعون» خشوع در پيشگاه حضرت احديت. آقاي شيخ عبدالکريم يزدي حائري، آنقدر متواضع بود که آن مرجعيت و زعامت، او را عوض نکرده بود. مولا بايد اينجور باشد که امام فرمود؛ «به من خدمتگزار بگوييد بهتر است که رهبر بگوييد.»

* آسايش را در آخرت جستجو کنيد

دنيا جاي راحتي نيست. راحتي در دنياي بعدي است. خطاب شد؛ «يا موسي! أني وضعت الراحة في الجنة والناس يطلبونها في الدنيا فلن يجدوها قط»؛ «اي موسي! مردم در دنيا به دنبال راحتي و آسايش مي‌گردند، من آسايش را در بهشت قرار دادم نه در دنيا» حال، سختي‌هاي دنيا را چگونه بايد تحمل کرد. اين بسته به ايمان شخص دارد. لذا حضرت مي‌فرمايد «مرارة الدنيا حلاوة الاخرة»؛ «تلخي در دنيا، شيريني در آخريت است.» اينکه برخي مي‌گويند دنيا نقد است و بايد آن را چسبيد، اشتباه مي‌کنند. خداوند متعال بندگانش را دوست دارد. حالا برخي بندگانش گرفتار مي‌شوند، مثلاً مريض مي‌شوند يا دربدر مي‌شوند؛ اين‌ها هم لطف از طرف حق است. چون دوستش مي‌دارد.
شخصي عرض کرد يا رسول‌الله، «ذهب مالي وسقم جسمي»؛ «مالم از دستم رفته و بدنم مريض شده» حضرت در جواب فرمود: «لا خير في رجل لايذهب ماله ولا يسقم جسمه»؛ «خير نيست در کسي که هيچ وقت ضرر مالي به او نرسد و هيچ گاه بدنش مريض نشود.» ابن را علما نوشته‌اند که پيغمبر را به همراه برخي اصحاب به يک مهماني دعوت کردند. در حياطي که يک درخت داشت نشستند. مرغي روي آن درخت آشيانه کرده و تخم گذاشته بود. تخم از بالا به زمين افتاد اما نشکست. صاحب منزل عرض کرد؛ يا رسول‌الله، در تمام عمرم به من ضرر وارد نشده است، الآن ديديد که تخم افتاد اما نشکست. حضرت بلند شد و به بيرون رفت و فرمود: «در طعام تو خيري نيست.»

* بيماري يک شب مؤمن، کفاره يک سال گناه اوست

روايت از معصوم (ع) است که در آن مي‌فرمايد: «مؤمن که يک شب را تب مي‌کند، کفاره يکسال گناهش هست.» مؤمن در اين حالت تزکيه مي‌شود. ما دو نوع تزکيه داريم. يکي روزه است که روزه‌دار مزکي است و از رذائل و مرض‌هاي روح تزکيه مي‌شود و ديگري هم اينکه بدن از مرض تزکيه مي‌شود.
روزي در کربلا مريض شده بودم، خدا شفا داد و آمدم بيرون که به حرم مشرف شوم. در بازار دوستي به نام حاج حسن عطار را ديدم، سلام داد. صدايش هنوز در گوشم است که گفت؛ «آميرزا احمد، تو ديگر از گناه پاک شدي، حال مواظب باش ديگر گناه نکني.»

* راه‌هاي نزديک شدن خدا

کليد نزديک شدن به خدا تقواست. پرهيز از گناه است. حتي نيت گناه هم اثر مي‌کند. اما چه چيزي باعث دوري از خدا مي‌شود.
غفلت، غضب از ذکر خدا ما را از خدا دور مي‌کند. کسي که از ياد خدا اعراض کند، دنيايش تلخ است. قرآن در اين باره مي‌فرمايد: «کسي که عمل صالح به جا بياورد، مرد يا زن، ما به او حيات خوش، حيات طيبه، زندگاني شيرين اعطا مي‌کنيم.»

* خدا ردّ پا دارد!

رد پاي خدا، مخلوقات و موجودات و سماوات و زمين‌ها و کوه و دريا و صحرا و دشت است. اينها همه رد خدا هستند که حضرت حق خطاب مي‌کند به حضرت رسول (ص)؛ «اگر از بت‌پرستان بپرسيد که چه کسي اين زمين و آسمان‌ها را آفريده است؟ مي‌گويند خدا، بگو پس چرا ايمان نمي‌آوريد؟» در زندگي آدم‌ها هم ردي از خدا وجود دارد. پس چرا گاهي فراموش مي‌کنيم که خدا وجود دارد؟ «اسلام به ذات خود ندارد عيبي / هر عيب که هست در مسلماني ماست» خدا رحمت کند مرحوم شوشتري را شعري را در همين خصوص مي‌خواند؛ «نه هر کس شد مسلمان مي‌توان گفتش که سلمان شد / کز اول بايدش سلمان شد وآنگه مسلمان شد»
مقام و عدد سلمان به جايي مي‌رسد که درباره مقام مسلمان، حضرت رسول (ص) مي‌فرمايد: «به درستي که اشتياق به رتبه سلمان در بهشت بيشتر است تا سلمان به بهشت.»

* حق پدر و مادر را نمي‌توان ادا کرد

حاج ميرزا حسين نوري يک کتاب نوشته به نام «نفس الرحمان في فوائد سلمان» که کتاب خيلي قشنگي است. بنده عرض مي‌کنم تمام فوائد و عدد سلمان يک طرف و اين فضيلت يک طرف که در مدائن، هنگام رحلت سلمان از او پرسيدند؛ چه کسي شما را غسل مي‌دهد؟ در جواب فرمود، «الذي غسل رسول‌الله»؛ «آن آقايي که پيامبر (ص) را غسل داد» يعني اميرالمؤمنين. مردم گفتند؛ «علي و مدائن؟» و ... حضرت سلمان فرمود: «آقا مي‌آيد» از اين عبارت استفاده مي‌کنم که حضرت سلمان تالي‌تلو عصمت بود، معصوم نبوده اما تالي‌تلو عصمت بود.
مي‌خواهم روايتي نقل کنم که براي همه به خصوص جوانان و نونهالان مفيد است. شخصي عرض کرد يا رسول‌الله، مادري دارم که او را 19 بار به حج برده‌ام. طوافش داده و خدمتش را کرده‌ام. مي‌خواهم بدانم آيا حق مادرم را ادا کرده‌ام يا نه؟ حضرت فرمود که؛ «اگر مادرت را يکبار ديگر هم به مکه ببري تا 20 بار بشوند، تازه حق يک ردعه را ادا کرده‌اي.» يعني اگر کسي 20 بار مادرش را به مکه ببرد، حق يک شير دادن را ادا کرده است. چه کسي مي‌تواند حق مادر و حق پدر را ادا کند؟ «وَقَضَى رَبُّکَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَاناً» ما از ادا کردن حق پدر و مادرمان عاجزيم.


* آسايش را در آخرت جستجو کنيد

دنيا جاي راحتي نيست. راحتي در دنياي بعدي است. خطاب شد؛ «يا موسي! أني وضعت الراحة في الجنة والناس يطلبونها في الدنيا فلن يجدوها قط»؛ «اي موسي! مردم در دنيا به دنبال راحتي و آسايش مي‌گردند، من آسايش را در بهشت قرار دادم نه در دنيا» حال، سختي‌هاي دنيا را چگونه بايد تحمل کرد. اين بسته به ايمان شخص دارد. لذا حضرت مي‌فرمايد «مرارة الدنيا حلاوة الاخرة»؛ «تلخي در دنيا، شيريني در آخريت است.» اينکه برخي مي‌گويند دنيا نقد است و بايد آن را چسبيد، اشتباه مي‌کنند. خداوند متعال بندگانش را دوست دارد. حالا برخي بندگانش گرفتار مي‌شوند، مثلاً مريض مي‌شوند يا دربدر مي‌شوند؛ اين‌ها هم لطف از طرف حق است. چون دوستش مي‌دارد.
شخصي عرض کرد يا رسول‌الله، «ذهب مالي وسقم جسمي»؛ «مالم از دستم رفته و بدنم مريض شده» حضرت در جواب فرمود: «لا خير في رجل لايذهب ماله ولا يسقم جسمه»؛ «خير نيست در کسي که هيچ وقت ضرر مالي به او نرسد و هيچ گاه بدنش مريض نشود.» ابن را علما نوشته‌اند که پيغمبر را به همراه برخي اصحاب به يک مهماني دعوت کردند. در حياطي که يک درخت داشت نشستند. مرغي روي آن درخت آشيانه کرده و تخم گذاشته بود. تخم از بالا به زمين افتاد اما نشکست. صاحب منزل عرض کرد؛ يا رسول‌الله، در تمام عمرم به من ضرر وارد نشده است، الآن ديديد که تخم افتاد اما نشکست. حضرت بلند شد و به بيرون رفت و فرمود: «در طعام تو خيري نيست.»

* بيماري يک شب مؤمن، کفاره يک سال گناه اوست

روايت از معصوم (ع) است که در آن مي‌فرمايد: «مؤمن که يک شب را تب مي‌کند، کفاره يکسال گناهش هست.» مؤمن در اين حالت تزکيه مي‌شود. ما دو نوع تزکيه داريم. يکي روزه است که روزه‌دار مزکي است و از رذائل و مرض‌هاي روح تزکيه مي‌شود و ديگري هم اينکه بدن از مرض تزکيه مي‌شود.
روزي در کربلا مريض شده بودم، خدا شفا داد و آمدم بيرون که به حرم مشرف شوم. در بازار دوستي به نام حاج حسن عطار را ديدم، سلام داد. صدايش هنوز در گوشم است که گفت؛ «آميرزا احمد، تو ديگر از گناه پاک شدي، حال مواظب باش ديگر گناه نکني.»

* راه‌هاي نزديک شدن خدا

کليد نزديک شدن به خدا تقواست. پرهيز از گناه است. حتي نيت گناه هم اثر مي‌کند. اما چه چيزي باعث دوري از خدا مي‌شود.
غفلت، غضب از ذکر خدا ما را از خدا دور مي‌کند. کسي که از ياد خدا اعراض کند، دنيايش تلخ است. قرآن در اين باره مي‌فرمايد: «کسي که عمل صالح به جا بياورد، مرد يا زن، ما به او حيات خوش، حيات طيبه، زندگاني شيرين اعطا مي‌کنيم.»

* خدا ردّ پا دارد!

رد پاي خدا، مخلوقات و موجودات و سماوات و زمين‌ها و کوه و دريا و صحرا و دشت است. اينها همه رد خدا هستند که حضرت حق خطاب مي‌کند به حضرت رسول (ص)؛ «اگر از بت‌پرستان بپرسيد که چه کسي اين زمين و آسمان‌ها را آفريده است؟ مي‌گويند خدا، بگو پس چرا ايمان نمي‌آوريد؟» در زندگي آدم‌ها هم ردي از خدا وجود دارد. پس چرا گاهي فراموش مي‌کنيم که خدا وجود دارد؟ «اسلام به ذات خود ندارد عيبي / هر عيب که هست در مسلماني ماست» خدا رحمت کند مرحوم شوشتري را شعري را در همين خصوص مي‌خواند؛ «نه هر کس شد مسلمان مي‌توان گفتش که سلمان شد / کز اول بايدش سلمان شد وآنگه مسلمان شد»
مقام و عدد سلمان به جايي مي‌رسد که درباره مقام مسلمان، حضرت رسول (ص) مي‌فرمايد: «به درستي که اشتياق به رتبه سلمان در بهشت بيشتر است تا سلمان به بهشت.»

* حق پدر و مادر را نمي‌توان ادا کرد

حاج ميرزا حسين نوري يک کتاب نوشته به نام «نفس الرحمان في فوائد سلمان» که کتاب خيلي قشنگي است. بنده عرض مي‌کنم تمام فوائد و عدد سلمان يک طرف و اين فضيلت يک طرف که در مدائن، هنگام رحلت سلمان از او پرسيدند؛ چه کسي شما را غسل مي‌دهد؟ در جواب فرمود، «الذي غسل رسول‌الله»؛ «آن آقايي که پيامبر (ص) را غسل داد» يعني اميرالمؤمنين. مردم گفتند؛ «علي و مدائن؟» و ... حضرت سلمان فرمود: «آقا مي‌آيد» از اين عبارت استفاده مي‌کنم که حضرت سلمان تالي‌تلو عصمت بود، معصوم نبوده اما تالي‌تلو عصمت بود.
مي‌خواهم روايتي نقل کنم که براي همه به خصوص جوانان و نونهالان مفيد است. شخصي عرض کرد يا رسول‌الله، مادري دارم که او را 19 بار به حج برده‌ام. طوافش داده و خدمتش را کرده‌ام. مي‌خواهم بدانم آيا حق مادرم را ادا کرده‌ام يا نه؟ حضرت فرمود که؛ «اگر مادرت را يکبار ديگر هم به مکه ببري تا 20 بار بشوند، تازه حق يک ردعه را ادا کرده‌اي.» يعني اگر کسي 20 بار مادرش را به مکه ببرد، حق يک شير دادن را ادا کرده است. چه کسي مي‌تواند حق مادر و حق پدر را ادا کند؟ «وَقَضَى رَبُّکَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَاناً» ما از ادا کردن حق پدر و مادرمان عاجزيم.


* آسايش را در آخرت جستجو کنيد

دنيا جاي راحتي نيست. راحتي در دنياي بعدي است. خطاب شد؛ «يا موسي! أني وضعت الراحة في الجنة والناس يطلبونها في الدنيا فلن يجدوها قط»؛ «اي موسي! مردم در دنيا به دنبال راحتي و آسايش مي‌گردند، من آسايش را در بهشت قرار دادم نه در دنيا» حال، سختي‌هاي دنيا را چگونه بايد تحمل کرد. اين بسته به ايمان شخص دارد. لذا حضرت مي‌فرمايد «مرارة الدنيا حلاوة الاخرة»؛ «تلخي در دنيا، شيريني در آخريت است.» اينکه برخي مي‌گويند دنيا نقد است و بايد آن را چسبيد، اشتباه مي‌کنند. خداوند متعال بندگانش را دوست دارد. حالا برخي بندگانش گرفتار مي‌شوند، مثلاً مريض مي‌شوند يا دربدر مي‌شوند؛ اين‌ها هم لطف از طرف حق است. چون دوستش مي‌دارد.
شخصي عرض کرد يا رسول‌الله، «ذهب مالي وسقم جسمي»؛ «مالم از دستم رفته و بدنم مريض شده» حضرت در جواب فرمود: «لا خير في رجل لايذهب ماله ولا يسقم جسمه»؛ «خير نيست در کسي که هيچ وقت ضرر مالي به او نرسد و هيچ گاه بدنش مريض نشود.» ابن را علما نوشته‌اند که پيغمبر را به همراه برخي اصحاب به يک مهماني دعوت کردند. در حياطي که يک درخت داشت نشستند. مرغي روي آن درخت آشيانه کرده و تخم گذاشته بود. تخم از بالا به زمين افتاد اما نشکست. صاحب منزل عرض کرد؛ يا رسول‌الله، در تمام عمرم به من ضرر وارد نشده است، الآن ديديد که تخم افتاد اما نشکست. حضرت بلند شد و به بيرون رفت و فرمود: «در طعام تو خيري نيست.»

* بيماري يک شب مؤمن، کفاره يک سال گناه اوست

روايت از معصوم (ع) است که در آن مي‌فرمايد: «مؤمن که يک شب را تب مي‌کند، کفاره يکسال گناهش هست.» مؤمن در اين حالت تزکيه مي‌شود. ما دو نوع تزکيه داريم. يکي روزه است که روزه‌دار مزکي است و از رذائل و مرض‌هاي روح تزکيه مي‌شود و ديگري هم اينکه بدن از مرض تزکيه مي‌شود.
روزي در کربلا مريض شده بودم، خدا شفا داد و آمدم بيرون که به حرم مشرف شوم. در بازار دوستي به نام حاج حسن عطار را ديدم، سلام داد. صدايش هنوز در گوشم است که گفت؛ «آميرزا احمد، تو ديگر از گناه پاک شدي، حال مواظب باش ديگر گناه نکني.»

* راه‌هاي نزديک شدن خدا

کليد نزديک شدن به خدا تقواست. پرهيز از گناه است. حتي نيت گناه هم اثر مي‌کند. اما چه چيزي باعث دوري از خدا مي‌شود.
غفلت، غضب از ذکر خدا ما را از خدا دور مي‌کند. کسي که از ياد خدا اعراض کند، دنيايش تلخ است. قرآن در اين باره مي‌فرمايد: «کسي که عمل صالح به جا بياورد، مرد يا زن، ما به او حيات خوش، حيات طيبه، زندگاني شيرين اعطا مي‌کنيم.»

* خدا ردّ پا دارد!

رد پاي خدا، مخلوقات و موجودات و سماوات و زمين‌ها و کوه و دريا و صحرا و دشت است. اينها همه رد خدا هستند که حضرت حق خطاب مي‌کند به حضرت رسول (ص)؛ «اگر از بت‌پرستان بپرسيد که چه کسي اين زمين و آسمان‌ها را آفريده است؟ مي‌گويند خدا، بگو پس چرا ايمان نمي‌آوريد؟» در زندگي آدم‌ها هم ردي از خدا وجود دارد. پس چرا گاهي فراموش مي‌کنيم که خدا وجود دارد؟ «اسلام به ذات خود ندارد عيبي / هر عيب که هست در مسلماني ماست» خدا رحمت کند مرحوم شوشتري را شعري را در همين خصوص مي‌خواند؛ «نه هر کس شد مسلمان مي‌توان گفتش که سلمان شد / کز اول بايدش سلمان شد وآنگه مسلمان شد»
مقام و عدد سلمان به جايي مي‌رسد که درباره مقام مسلمان، حضرت رسول (ص) مي‌فرمايد: «به درستي که اشتياق به رتبه سلمان در بهشت بيشتر است تا سلمان به بهشت.»

* حق پدر و مادر را نمي‌توان ادا کرد

حاج ميرزا حسين نوري يک کتاب نوشته به نام «نفس الرحمان في فوائد سلمان» که کتاب خيلي قشنگي است. بنده عرض مي‌کنم تمام فوائد و عدد سلمان يک طرف و اين فضيلت يک طرف که در مدائن، هنگام رحلت سلمان از او پرسيدند؛ چه کسي شما را غسل مي‌دهد؟ در جواب فرمود، «الذي غسل رسول‌الله»؛ «آن آقايي که پيامبر (ص) را غسل داد» يعني اميرالمؤمنين. مردم گفتند؛ «علي و مدائن؟» و ... حضرت سلمان فرمود: «آقا مي‌آيد» از اين عبارت استفاده مي‌کنم که حضرت سلمان تالي‌تلو عصمت بود، معصوم نبوده اما تالي‌تلو عصمت بود.
مي‌خواهم روايتي نقل کنم که براي همه به خصوص جوانان و نونهالان مفيد است. شخصي عرض کرد يا رسول‌الله، مادري دارم که او را 19 بار به حج برده‌ام. طوافش داده و خدمتش را کرده‌ام. مي‌خواهم بدانم آيا حق مادرم را ادا کرده‌ام يا نه؟ حضرت فرمود که؛ «اگر مادرت را يکبار ديگر هم به مکه ببري تا 20 بار بشوند، تازه حق يک ردعه را ادا کرده‌اي.» يعني اگر کسي 20 بار مادرش را به مکه ببرد، حق يک شير دادن را ادا کرده است. چه کسي مي‌تواند حق مادر و حق پدر را ادا کند؟ «وَقَضَى رَبُّکَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَاناً» ما از ادا کردن حق پدر و مادرمان عاجزيم.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم فروردین 1390 ساعت 19:24 توسط


نامه ای از طرف خدا 


امروز صبح که از خواب بیدار شدی، نگاهت می کردم، امیدوار بودم که با من حرف بزنی، حتی برای چند کلمه، نظرم را بپرسی یا برای اتفاق خوبی که دیروز در زندگی ات افتاد، از من تشکر کنی، اما متوجه شدم که خیلی مشغولی، مشغول انتخاب لباسی که می خواستی بپوشی، وقتی داشتی این طرف و آن طرف می دویدی تا حاضر شوی فکر می کردم چند دقیقه ای وقت داری که بایستی و به من بگویی: "سلام"، اما تو خیلی مشغول بودی، یک بار مجبور شدی منتظر شوی و برای مدت یک ربع ساعت کاری نداشتی جز آنکه روی یک صندلی بنشینی، بعد دیدمت که از جا پریدی، خیال کردم می خواهی چیزی به من بگویی، اما تو
به طرف تلفن دویدی و در عوض به دوستت تلفن کردی تا از آخرین شایعات با خبر شوی.
تمام روز با صبوری منتظرت بودم، با آن همه کارهای مختلف گمان می کنم که اصلاً وقت نداشتی با من حرف بزنی، متوجه شدم قبل از نهار هی دور و برت را نگاه می کنی، شاید چون خجالت می کشیدی، سرت را به سوی من خم نکردی!!!
تو به خانه رفتی و به نظر می رسید که هنوز خیلی کارها برای انجام دادن داری، بعد از انجام دادن چند کار، تلویزیون را روشن کردی، نمی دانم تلویزیون را دوست داری یا نه؟ در آن چیزهای زیادی نشان می دهند و تو هر روز مدت زیادی را جلوی آن می گذرانی، در حالی که درباره هیچ چیز فکر نمی کنی و فقط از برنامه هایش لذت می بری، باز هم صبورانه انتظارت را کشیدم و تو در حالی که تلویزیون را نگاه می کردی، شام خوردی و باز هم با من صحبتی نکردی!!!
موقع خواب، فکر می کنم خیلی خسته بودی، بعد از آن که به اعضای خوانواده ات شب به خیر گفتی، به رختخواب رفتی و فوراً به خواب رفتی، نمی دانم که چرا به من شب به خیر نگفتی، اما اشکالی ندارد، آخر مگر صبح به من سلام کردی؟!
هنگامی که به خواب رفتی، صورتت را که خسته تکرار یکنواختی های روزمره بود، را عاشقانه لمس کردم، چقدر مشتاقم که به تو بگویم چطور می توانی زندگی زیباتر و مفیدتر را تجربه کنی...
احتمالاً متوجه نشدی که من همیشه در کنارت و برای کمک به تو آماده ام، من صبورم، بیش از آنچه تو فکرش را می کنی، حتی دلم می خواهد به تو یاد دهم که چطور با دیگران صبور باشی، من آنقدر دوستت دارم که هر روز منتظرت هستم، منتظر یک سر تکان دادن، یک دعا، یک فکر یا گوشه ای از قلبت که به سوی من آید، خیلی سخت است که مکالمه ای یک طرفه داشته باشی، خوب، من باز هم سراسر پر از عشق منتظرت خواهم بود، به امید آنکه شاید فردا کمی هم به من وقت بدهی!
آیا وقت داری که این نامه را برای دیگر عزیزانم بفرستی؟ اگر نه، عیبی ندارد، من می فهمم و سعی می کنم راه دیگری بیابم، من هرگز دست نخواهم کشید...
 دوستت دارم، روز خوبی داشته باشی...


امروز صبح که از خواب بیدار شدی، نگاهت می کردم، امیدوار بودم که با من حرف بزنی، حتی برای چند کلمه، نظرم را بپرسی یا برای اتفاق خوبی که دیروز در زندگی ات افتاد، از من تشکر کنی، اما متوجه شدم که خیلی مشغولی، مشغول انتخاب لباسی که می خواستی بپوشی، وقتی داشتی این طرف و آن طرف می دویدی تا حاضر شوی فکر می کردم چند دقیقه ای وقت داری که بایستی و به من بگویی: "سلام"، اما تو خیلی مشغول بودی، یک بار مجبور شدی منتظر شوی و برای مدت یک ربع ساعت کاری نداشتی جز آنکه روی یک صندلی بنشینی، بعد دیدمت که از جا پریدی، خیال کردم می خواهی چیزی به من بگویی، اما تو
به طرف تلفن دویدی و در عوض به دوستت تلفن کردی تا از آخرین شایعات با خبر شوی.
تمام روز با صبوری منتظرت بودم، با آن همه کارهای مختلف گمان می کنم که اصلاً وقت نداشتی با من حرف بزنی، متوجه شدم قبل از نهار هی دور و برت را نگاه می کنی، شاید چون خجالت می کشیدی، سرت را به سوی من خم نکردی!!!
تو به خانه رفتی و به نظر می رسید که هنوز خیلی کارها برای انجام دادن داری، بعد از انجام دادن چند کار، تلویزیون را روشن کردی، نمی دانم تلویزیون را دوست داری یا نه؟ در آن چیزهای زیادی نشان می دهند و تو هر روز مدت زیادی را جلوی آن می گذرانی، در حالی که درباره هیچ چیز فکر نمی کنی و فقط از برنامه هایش لذت می بری، باز هم صبورانه انتظارت را کشیدم و تو در حالی که تلویزیون را نگاه می کردی، شام خوردی و باز هم با من صحبتی نکردی!!!
موقع خواب، فکر می کنم خیلی خسته بودی، بعد از آن که به اعضای خوانواده ات شب به خیر گفتی، به رختخواب رفتی و فوراً به خواب رفتی، نمی دانم که چرا به من شب به خیر نگفتی، اما اشکالی ندارد، آخر مگر صبح به من سلام کردی؟!
هنگامی که به خواب رفتی، صورتت را که خسته تکرار یکنواختی های روزمره بود، را عاشقانه لمس کردم، چقدر مشتاقم که به تو بگویم چطور می توانی زندگی زیباتر و مفیدتر را تجربه کنی...
احتمالاً متوجه نشدی که من همیشه در کنارت و برای کمک به تو آماده ام، من صبورم، بیش از آنچه تو فکرش را می کنی، حتی دلم می خواهد به تو یاد دهم که چطور با دیگران صبور باشی، من آنقدر دوستت دارم که هر روز منتظرت هستم، منتظر یک سر تکان دادن، یک دعا، یک فکر یا گوشه ای از قلبت که به سوی من آید، خیلی سخت است که مکالمه ای یک طرفه داشته باشی، خوب، من باز هم سراسر پر از عشق منتظرت خواهم بود، به امید آنکه شاید فردا کمی هم به من وقت بدهی!
آیا وقت داری که این نامه را برای دیگر عزیزانم بفرستی؟ اگر نه، عیبی ندارد، من می فهمم و سعی می کنم راه دیگری بیابم، من هرگز دست نخواهم کشید...
 دوستت دارم، روز خوبی داشته باشی...

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم فروردین 1390 ساعت 19:14 توسط